ازاينرو مىبينيم ، يك نويسنده ، تفسيرى مىنويسد و يكى از منابع او تفسير الميزان است ، بدون اينكه از الميزان چيزى بفهمد و به نوآورىهاى آن توجهى بكند . در نتيجه با آنكه از الميزان استفاده كرده است ، نتوانسته است علّامه را نشان دهد .
درد اينجاست كه نتوانستهاند علّامه را نشان دهند و تفسير الميزان را همانند يكى از تفاسير معمولى - كه فراوان هستند - پنداشتهاند .
تفسيرهاى بسيارى در حد يك مراجعهكننده مبتدى در فهم قرآن و براى مردم معمولى نوشته شده است ، امّا چيزى كه بتواند تفسير الميزان را جلوه دهد و گوياى انديشههاى علّامه در تفسير باشد ، نيست .
اين ظلمى است كه در حق علّامه شده است و به عقيده من ايشان در جامعه شيعه و در حوزه قم و ديگر حوزههاى دينى شيعه مظلومترين فرد است . آن همه زحمت و تلاش كه ايشان روى قرآن انجام داده است و مطالب نو كه آورده است ، مورد توجه قرار نگرفته است .
بدين جهت اين تفسير ، بسيار گرانقدر است و مطالب نو و ناب فراوانى در آن هست ، انديشههاى درخشنده و تابناك علّامه در اين تفسير ، تجلّى كرده است و وظيفه ما امروز اين است كه علّامه را از ديدگاه اين تفسير بشناسيم و به جهان بشناسانيم .
* شيوهء ترتيبى و موضوعى الميزان
يكى از ويژگىهاى الميزان ، جمع نمودن ميان دو شيوهء تفسيرى : ترتيبى