تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
كرده‌اند . نمىخواهم به كسى جسارت كنم ، ولى شاگردان شاخص ايشان يا نفهميده‌اند و به مطالب ايشان نتوانسته‌اند برسند ، يا كوتاهى مىكنند . يكى از اين دو است . بنده هم اكنون عقيده دارم ، دربارهء برخى از مطالب ، اگر نظر علّامه را در اين تفسير از شاگردان برجسته ايشان بپرسيم ، يا نمىدانند ، يا اگر مىدانند ، عرضه نكرده‌اند و هريك از اين دو داراى اشكال است .

* مسؤوليت شاگردان در معرفى علّامه به جهان

چرا نبايد شاگردان علّامه او را به جهان معرفى كنند . علّامه يك شخصيت علمى است ، اسلام‌شناس است . ما بزرگ‌ترين اسلام‌شناس را با يك مغز فلسفى عميق در دوران اخير داشته‌ايم و او در اين تفسير ، اسلام را به ما درست شناسانده است . آيا نبايد اين شخصيت شناخته شود و افكارش مطرح گردد ؟ چرا افكار علّامه مطرح نمىشود ؟ هم‌اكنون ما مىبينيم شاگردان ايشان تفسير مىنويسند ؛ ولى مطالب خودشان را مىنويسند . قصد جسارت نيست ، ولى بسيارى از مطالب خودشان جز مطالب عمومى چيزى نيست ، درصورتىكه مطالب ايشان ، همه ، مطالب نو و زيربنايى و اساسى است كه امكان دارد در انديشه‌هاى علمى و فلسفى و اسلامى تحول ايجاد كند . علّامه در اين زمينه نوشته است كه پيرو گفته‌هاى ديگران نبوده و چنين نبوده كه آن‌چه را كه ديگران گفته‌اند ، درست بداند . هيچ محققى اين‌گونه نمىانديشد و اگر