در ايران هم جمعى خواستند ، اين كار را انجام دهند و شايد گروهها و نهادهايى براى اينكار تشكيل شده است ، ولى مشكل در اين است كه آن كسانى كه متصدى اين كار مىشوند ، در آن حدّ نيستند كه واقعا به مرادات ايشان پى ببرند ، و لذا مقدارى شروع مىكنند و به بنبست مىرسند و كار ، رها مىشود .
* تفسير الميزان گنجينهاى از انديشههاى اسلامى
بنده عقيدهام براين است و اثبات مىكنم ، تا آنجا كه مىتوانم روى مواردى خاص در اين تفسير انگشت بگذارم ، اين تفسير گنجينهاى از انديشههاى اسلامى است ، در سطح بسيار بالا و نوآورىهاى بسيار قابل توجهى در اين تفسير هست كه متأسفانه در زمان خود علّامه اين مطالب در جامعه ما روشن نشده است ، چه رسد به جامعه ديگران . و هنوز هم همينگونه است و مواد خام اين تفسير در هالهاى از ابهام پوشيده است و مرور زمان ، اين مطالب را روشن خواهد ساخت .
* شخصيت علّامه در الميزان منعكس است
همانگونه كه علّامه مطهرى فرمودهاند ، من نيز واقعا عقيده دارم كه وجود عينى و شخصيت عينى علّامه در الميزان منعكس است و ناشناخته مانده است و اگر روند بههمين شكل باشد ، گمان ندارم تا صد سال ديگر نيز ايشان شناخته شوند .
علّامه مطالب بسيار نو و تحقيقات بسيار عميق و عالى در اين تفسير مطرح