اختصار گذشتهاند و اين دوگانگى ميان دو نيمه تفسير الميزان ، بسيار ملموس است . در مواردى متن آيات ، يك صفحه را شامل مىشود ، ولى بيش از نصف صفحه تفسير و توضيح ندارد ، كه در نيمه اوّل تفسير به عكس است .
بنابراين تفسير ايشان در واقع ، تصحيح و تكميل است ، براى تفاسيرى كه در عصر ايشان عرضه شده است . و لذا ايشان در تفاسير اجتماعى بسيار خوب وارد شدهاند و نقطهنظرهاى خوبى دارند . البته از آنجا كه ايشان استاد عرفان و فلسفه بودهاند ، در مسائل معرفتى و معارف قرآن و مسائل فلسفى ، فقط نخواستهاند يك مسأله فلسفى يا كلامى را مطرح كنند ، بلكه تنها مسائلى را دنبال كردهاند كه پايه جامعه زندگى و تربيت است و در اين زمينه اثر مستقيم دارد .
بنابراين بهترين عنوانى كه به اين تفسير مىتوان داد ، همان تفسير جامع است .
مقصود از تفسير جامع ، آن است كه گرايش خاصى نداشته باشد . در اين تفسير ، جنبههاى تاريخى ، ادبى ، فلسفى و كلامى قرآن و جنبههاى گوناگون ديگر مطرح است ، ولى بيشترين هدف ، مسائل اجتماعى است ، آن هم بهعنوان تكميل و تصحيح آنچه بزرگان در اين زمينه در عصر حاضر نوشتهاند .
از اين نقطهنظر ، تفسير الميزان ، به راستى درخور اهميت است و اگر چنانچه اين تفسير به زبان روز نوشته مىشد و ديدگاههاى ايشان در مسائل اجتماعى و شناخت ، بهخوبى عرضه مىشد ، بهعقيده بنده در عالم اهل سنت تحولى ايجاد مىكرد .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: مراد على شمس
ص٤٠٠