است كه سرچشمهاش خود قرآن و اهل بيت قرآن يعنى پيامبر و ائمه معصومين عليهم السّلام مىباشند و تأثيرات اين تفسير در اشخاص پژوهشگر كه نگرش درست و عميق داشتهاند ، مثبت بوده و در آنان كه همچنان جامد و بىحركت هستند و روش تقليدى دارند ، منفى است .
* محمّدى گيلانى ، محمّد
تفسير الميزان تفسير فوق العادهاى است با روش بكر ؛ يعنى بدون مبالغه تفسير آل بيت پيغمبر صلوات اللّه عليهم اجمعين است ؛ يعنى تفسير قرآن به قرآن است . استاد بزرگوار ما علّامه ، درست در هر آيه استدلال به آيات مشابه مىكند .
خداى بزرگ به ايشان خصيصه بزرگ تأويل احاديث را عنايت فرموده بود ؛ خصيصهء تأويل احاديث را كه يكى از معجزات حضرت يوسف صدّيق است .
تأويل حديث يعنى روايت و حديث را به ريشهاش برگرداندن . وجود بزرگ علّامه طباطبايى تأويل حديث داشتند ؛ يعنى رواياتى را كه از بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم صادر شده بود ، به قرآن برمىگرداندند و اين كمال عجيبى بوده است كه من غير از ائمّهء اطهار ، آن را در ديگر صلحا و فقها به حدّى كه علّامه طباطبايى در اين علم داشت ، نديدهام . « 1 »
استاد ناالاكرم و مولانا الاعظم قواعد عقلى را براى توضيح و تفسير قرآن كريم بهكار نبرده است ، بلكه بحثهاى فلسفى و روايى را در تفسير شريف الميزان بهانهاى قرار داده است تا بدينوسيله بر اعتبار قواعد عقلى بيفزايد و حقّانيّت اين
هامش
( 1 ) كيهان ، مورّخ 5 / 9 / 1360 . [ با تصرف ] .