« بحث اخلاقى » و غيره مطرح كرده است . اينگونه جداسازى نشانهء غايت تقوا و پرهيزگارى اين مفسّر بزرگ است كه مبادا برداشتهاى انديشمندان يا برداشتهاى خود او از قرآن ، تحميل بر كتاب خدا شود و ناخواسته مسأله « تفسير به رأى » پيش آيد .
روش اين مفسر بزرگ درس عظيمى است براى جوانانى كه با اندوختههاى كمى مىخواهند به تفسير قرآن بپردازند و پيش داورىهاى خود را بر قرآن تحميل نمايند و خواسته يا ناخواسته در گرداب « تفسير به رأى » كه پيامبر گرامى از آن ، ما را برحذر داشته است فرو مىروند .
ب : خدمت دومى كه تفسير « الميزان » انجام داده است اينكه مشكلات احاديثى را كه پيرامون آيات قرآن وارد شده ، حل كرده است و در ضمن حل مشكلات احاديثى را كه با ظواهر و نصوص قرآن موافق نيست به دستور خود پيشوايات معصوم طرح كرده و آنها را غيرصحيح خوانده است . زيرا پيشوايان معصوم يادآور شدهاند كه : هر حديثى كه با كتاب الهى موافق نيست ، سخن ما نيست بلكه سخن دشمنان و يا دوستان نادان ما است كه به عللى آن را به ما نسبت دادهاند « 1 » .
همگى مىدانيم پس از درگذشت پيامبر گرامى بازار جعل حديث خصوصا دربارهء مناقب و يا مثالب زياد شد و مزدوران درباريهاى خلفاى اموى و عباسى با گرفتن مبالغى و يا به اميد تقرب به خلفا به جعل حديث دربارهء محبوبان و يا مبغوضان خلفا پرداخته و حديث رسول گرامى را با اكاذيب خود آميختهاند .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ؛ ج 18 ، كتاب قضاء ، باب 9 .