بىاساس و بدبينىهاى نادرست نسبت به آن ، آن را از علومى دانسته كه از قرآن مجيد ريشه مىگيرد و فلسفه الهى چيزى جز مفاهيم قرآنى در رابطه با خدا و انسان و جهان نيست .
استاد همچنين روشن نمود كه مهمترين عامل بدبينى نسبت به فلسفه الهى دريافت صحيح و روشن نداشتن از آن است .
استاد در كتابهاى ارزشمندى چون اصول فلسفه و روش رئاليسم ، حواشى بر اسفار مرحوم صدر المتالّهين ، بداية الحكمة ، نهاية الحكمه ، اين حقايق و معارف الهى را تبيين و تشريح نمود .
ليكن در تفسير نفيس الميزان نيز در پرتو آيات قرآن مباحث عميق و دقيق فلسفى را از مفهوم آيات استنتاج نموده كه در تاريخ تفسير قرآن بىنظير است .
در خلال تفسير آيات و به مناسبتهاى مختلف مباحثى از فلسفه الهى و اثبات حقانيت آن و پوچى و بىپايه بودن فلسفه مادى مطرح گرديد كه در مباحث فلسفى همه بىسابقه است و اين مباحث آنچنان از دقت و ظرافت علمى و ژرفاى كمنظير برخوردار است كه انديشمندان در آينده به عمق آن دست خواهند يافت .
اين بود خلاصه و اشارهاى به سه جهت از ويژگىهاى كلى الميزان كه بهنظر نگارنده جهات ديگر اين تفسير در ردههاى بعدى قرار دارد « 1 » .
هامش
( 1 ) يادنامه مفسر كبير استاد علّامه سيد محمد حسين طباطبايى ، ص 211 - 220 [ با اندكى تصرف ] .