دو امام بهوسيله اين دو فقيه روايت شده است ) .
مىگويند : ما از امام باقر عليه السّلام پرسيديم : چرا كوتاه كردن نماز براى مسافر واجب است درحالىكه قرآن مىفرمايد
فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ
« 1 » بر شما مانعى نيست كه از نماز بكاهيد و لسان اين آيه ، جواز قصر است نه وجوب قصر درحالىكه مذهب ما اين است كه قصر بر مسافر الزامى است ، و نماز تمام از او پذيرفته نمىشود .
امام باقر عليه السّلام فورا از شيوهء تفسير قرآن به قرآن بهره مىگيرد و مىفرمايد : اين آيه مانند آيهء مربوط به سعى ميان صفا و مروه است آنجا كه مىفرمايد :
فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما
« 2 » هركس خانه خدا را طواف كند بر او مانعى نيست كه ميان مروه و صفا سعى كند . شكى نيست كه سعى بين صفا و مروه از واجبات حج مىباشد . بنابراين جمله « لا جناح » هردو معنى را پذيرا است ، و ما نبايد بدون مطالعه ديگر جوانب ، به « ظاهر » اين لفظ تمسك كنيم .
مزيت تفسير استاد در تفسير قرآن به قرآن ، يا آيه به آيه ، خلاصه نمىشود بلكه اين تفسير دو مزيت ديگر دارد كه در ديگر تفاسير كمتر به چشم مىخورد :
الف : استاد علّامه طباطبايى پس از تفسير بخشى از آيات يك سوره ، به مناسبتهائى يك رشته بحثهاى مستقلى را مطرح مىكند كه مىتوان برخى را برداشتهاى خاص او از تفسير ناميد ، اين مرد بزرگ براى اينكه تفسير كلام الهى را با آراء و انديشههاى دانشمندان آميخته نسازد اينگونه بحثها را از تفسير آيات جدا كرده و تحت عناوين خاصى مانند « بحث فلسفى » ، « بحث اجتماعى » ،
هامش
( 1 ) سورهء نساء ، آيهء 101 .
( 2 ) سورهء بقره ، آيهء 158 .