بوده است ، حتى مفسرينى كه در علوم ادبى تفسير كردهاند مثلا در قرائت كتاب نوشتهاند و در شعب ديگر علوم ادبى در قرآن وارد شدهاند ، آيهاى را شاهد آوردهاند ديگر تا چه رسد به تفسير الميزان . . . دراينباره روايات هم داريم ، در نهج البلاغه هم هست كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود آيات قرآنى ناطق بعض ديگرند ، حديثى از كشاف حقايق امام بهحق ناطق امام جعفر صادق عليه السّلام داريم كه روايات هم ناظر به يكديگرند ، خود ائمه به ما ياد دادهاند و آن جناب يعنى علّامه طباطبايى شاگرد اين مكتب است . . . » « 1 » .
* حسينى تهرانى ، سيّد محمّد حسين
روش تفسيرى علّامه طباطبايى ( قدس سرّه ) : ايشان در هنگامى كه تبريز بودند ؛ تفسيرى بر قرآن كريم از اوّل قرآن تا سورهء اعراف را نوشتند ؛ البته تفسيرى مختصر بود ؛ و از روى همان تفسير و نوشتههاى جمعآورى به طلّاب تدريس مىنمودند ؛ ولى بعدا بنا شد تفسيرى بهطور تفصيل كه شامل تمام نيازمندىهاى روز بوده ؛ و جهات تاريخى و فلسفى و اخلاقى ؛ و بحثهاى اجتماعى و روايى در آن رعايت گردد ؛ به سبك نوينى بنويسند .
خداوند اين توفيق را نصيب ايشان نمود ؛ و تفسيرى به نام « الميزان فى تفسير القرآن » در 20 مجلّد نوشتند ؛ شروع اين تفسير در حدود سنهء 1374 و ختم آن در شب قدر 23 رمضان از سنهء 1392 هجريّه قمريّه بوده است ؛ و در عين نوشتن ؛ به طلّاب حوزهء علميه قم تدريس مىنمودند و بسيارى از افاضل محصّلين و طلاب
هامش
( 1 ) پيام انقلاب ، شمارهء 150 ، ص 16 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 238 .