شرح صدر برخوردار باشد ؛ با قلب باز خدمت قرآن برود ؛ قرآن خودش را به او نشان بدهد ، آيات كليدى را به او ارائه بدهد ؛ و بگويد فىالمثل آيهء 21 از سوره حجر آيهء كليدى است ، چنانكه بسيارى از احكام بلند قرآن كريم را به آياتى نظير آيه سورهء حجر كه بهعنوان آيات كليدى معروفند ، در تفسير قيّم الميزان مىشود حل كرد « 1 » .
علّامه طباطبايى ، اين عالم ربّانى در پرتو تفسير قرآن سخنان اهل بيت عليهم السّلام را بهعنوان بحث روايى مطرح كرد . آنچه را كه معصومين دربارهء قرآن كريم فرمودند ، نقل و تحليل و تشريح كرد . آنها را ، هم تبيين كرد و هم درست عرضه كرد ، زيرا قرآن هرگز از اهل بيت جدا نخواهد شد و اهلبيت هم هرگز از قرآن جدا نخواهند شد . اين شاگرد قرآن و عترت ، قرآن را به روالى تفسير كرده است كه عترت فرمودهاند . اين بزرگوار ، هم از قرآن و هم از عترت مايه گرفت و برآن مايه ، پايهاى فراهم ساخت و برآن پايه ، مطالبى را منتشر كرد ؛ لذا سراسر تفسير قرآن كريم ، سخنان ثقلين را زنده كرده است « 2 » .
تفسير مرحوم علّامه طباطبايى تفسيرى است قرآنى ؛ نه تفسيرى است عرفانى و نه تفسيرى است فلسفى . ايشان بعد از اينكه بحث تفسير به پايان مىرسيد ، يك بحث جدايى به نام بحث فلسفى يا بحث روايى يا بحث اخلاقى يا بحث اجتماعى طرح مىكردند . طرح يك مسألهء فلسفى به دنبال يك آيه آن نيست كه آيه را به روش فلسفى حل كنند . آيه را به روش قرآنى حل مىكردند ، منتهى مسائل
هامش
( 1 ) جمهورى اسلامى ( روزنامه ) ، ويژهء سالروز رحلت علّامه طباطبايى ، سهشنبه 24 آبان 1362 ، ص 3 و 4 ، [ با تصرف ] .
( 2 ) حوزه ( مجلّه ) ، 21 ، شماره سوم سال چهارم ، مرداد و شهريور 1366 ، ص 61 ، [ با تصرف ] .