تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
عقلى را به‌عنوان تأييد ذكر مىكردند ، يا مسائل سنگين فلسفى را براى اين‌كه از اعتبار خاصّى برخوردار بشود ، نقل مىكردند . بحث فلسفى يا ديگر بحث‌ها را در لابلاى تفسير ذكر نمىكردند تا مرز فلسفه و ساير علوم از تفسير جدا بشود « 1 » . همان‌طور كه قرآن مخزن همه علوم است ، تفسير استاد علّامه نيز مخزن همه آراء و افكار و علومى است كه اين حكيم الهى از آن بهره‌مند شده و به ديگران رسانده است . و لذا عده زيادى از ميوه‌هاى اين شجرهء طوبى بهره مىگيرند منتهى شرطش در قرآن آمده است كه :
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
« 2 » : به جنبان به‌سوى خود درخت خرما را تا براى تو رطبى تازه ريزد ، يعنى بايد اين شاخه را تكان داد كتاب‌هاى علّامه طباطبايى را هم بايد ورق زد و با نوشته‌هاى ايشان انس گرفت و اگر تكانى به شاخه شجره طوباى تفسير و حديث و علوم عقلى ايشان داده شود « رطبا جنيّا » به‌دست مىآيد « 3 » . آن‌چه در تفسير شريف الميزان ملاحظه مىشود و حضرت استاد علّامه طباطبايى ( قدّس سرّه ) براساس آن سراسر قرآن را مىفهمند ، حكمت و كلام است كه « مرحله متوسط تعقّل دينى » است . البته در خبايا و زواياى كتاب الميزان ، مطالب ژرف عرفانى به‌طور مستور ، نه مشهور و به صورت سرّ ، نه علن و به سبك اشارت ، نه عبارت و به نحو اشراق ، نه اشراب ، مطوى و مخزون و مكتوم و مكنون است كه ، « لا يمسّه إلّا العارفون » و آن‌چه جناب جلال الدين رومى در گفته‌هاى
هامش
( 1 ) كيهان ، ويژه‌نامهء دوّمين سالگرد علّامه طباطبايى ، سه‌شنبه 24 آبان 1362 ، شمارهء 12015 . [ با تصرف ] ؛ دومين يادنامه علّامه طباطبايى ، ص 310 و 311 . ( 2 ) سورهء مريم ، آيهء 25 . ( 3 ) يادها و يادگارها ، ص 18 ، پاورقى ؛ مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 247 .