را از ساحت قرآن و تفسير متمايز سازد و آنها را درهم نياميزد . نه تطبيق قرآن بر فرضيات علمى و تجربى و تكاملپذير بشر را مىتوانست بپذيرد و نه تأويل قرآن برپايه مكاشفات عرفانى و يا توهمات صوفيانه را ، و نه اعتماد كردن بر روايات ضعيف ، مخدوش و متناقض را !
او براين اعتقاد بود كه تطبيق قرآن بر مسائل علمى - تجربى و حتى مسائل فلسفى و عرفانى ، چيزى جز تحميل شناختهاى محدود و مقطعى بشر بر قرآن نيست و قرآن نه پذيراى چنين تحميلى است و نه نيازمند بدان « 1 » .
هامش
( 1 ) پژوهشهاى قرآنى ( فصلنامه ) ؛ شماره 9 - 10 ص 6 . از زبان استاد احمد ترابى . [ با تصرف ] .