« كاشف » است كه مىنويسد :
« از آنجا كه پارهاى از قرآن ، پارهء ديگر را تفسير مىكند ، سعى ما بر آن خواهد بود كه قرآن را با قرآن تفسير كنيم و در پذيرش نظريهها و آراء تفسيرى در معانى ظاهرى و باطنى ، قرآن را ميزان قرار دهيم ، چرا كه قرآن خود ميزان است » « 1 » .
در تفسير « الفرقان فى تفسير القران » نيز تأثير اين روش تفسيرى را شاهديم و نحوهء استدلال تفسير فرقان براى اثبات بايستگى و درستى تفسير قرآن به قرآن ، به قدرى نزديك به استدلال علّامه در تفسير الميزان است كه ما را از ياد كردن آن بى نياز مىكند « 2 » .
هامش
( 1 ) حجتى ، سيد محمد باقر ، و بىآزار شيرازى ، عبد الكريم ، كاشف ، ج 1 ، ص 13 دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، تهران 1363 .
( 2 ) صادقى ، محمد ، الفرقان فى تفسير القرآن ، موسسه نشر اسلامى ، مقدمه .