است .
فرمود : ما نور فرستاديم و اين كتاب ، نور و روشن است . . . .
همچنين خداى متعال قرآن را شفاى آنچه در دلها و افكار است ، معرفى كرده است :
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ . . .
( اسراء / 82 ) پس اگر چيزى خودش ذاتا شفا باشد ، يعنى هم منزه از بيمارى است و هم بيمارى را درمان مىكند . . . » « 1 » .
استاد مصباح يزدى ، علّامه را آغازگر راهى مىداند كه بهوسيله نگارش تفسير الميزان ، فراروى قرآنپژوهان گشوده است و با الهام از همين روش علّامه ، پيشنهاد مىكند كه تمام معارف قرآن بايد بر اساس علمى و به گونهاى موضوعى ، سازوارهء منظم پيدا كند و تمامى آيات مربوط به آن موضوع در يكجا گردآورى شود :
« براى دستهبندى معارف قرآن بايد نظام خاصى را براى موضوعات در نظر بگيريم ؛ آنگاه براى هر موضوعى آياتى را پيدا كنيم و در كنار يكديگر قرار دهيم و بعد دربارهء آنها بينديشيم و از همديگر براى روشن شدن نقطههاى ابهامى كه احيانا وجود دارد كمك بگيريم ؛ يعنى ( تفسير القرآن بالقرآن ) همان راهى كه علّامه بزرگوار طباطبايى در تفسير الميزان نشان دادهاند و عمل كردهاند » « 2 » .
از ديگر تفاسيرى كه با الهام از روش علّامه بهكار تفسير پرداختهاند ، تفسير
هامش
( 1 ) جوادى آملى ، عبد اللّه ، تفسير موضوعى قرآن مجيد ، ج 1 ص 30 - 31 . نشر فرهنگى رجاء تهران ، 1365 .
( 2 ) مصباح يزدى ، محمد تقى ، معارف قرآن ، ص 9 . دفتر انتشارات اسلامى ، قم ، 1367 .