سادات هيچگونه تأمينى نداشتند ، كشته مىشدند سرهاى بريدهء ايشان را به عنوان ارمغان از شهرى به شهرى مىبردند ، آنان را زندهزنده در زمين دفن مىكردند ، دستهدسته درپى ساختمانها در لاى ديوارها مىگذاشتند .
سالها در قعر زندانهاى تاريك شكنجه مىدادند ، مسموم مىكردند پس از قرنها كه از هجرت گذشت و شيعه كموبيش استقلال و آزادى مذهب پيدا كرد در برابر مظالمى كه به اولاد رسول و دوستدار ايشان گذشته بود عكس العمل نشان داده ، در احترام سادات مىكوشند « 1 » .
* وحدت وجود
از علّامه پرسيده بودند : كه بعضى مىگويند تمام موجودات و هستىها از وجود خدا سرچشمه گرفته ، پس تمام بهطور كلى در زمينهء وحدت وجود خداست لكن بهصورت مختلف هستىها را مىبينيم مثلا بعضى را درخت ، بعضى را سنگ ، بعضى را آدم و امثال ذلك ، جواب چيست ؟
علّامه چنين جواب داده بود : ادلّه و براهينى كه خدا را براى عالم اثبات مىكنند ، عالم را فعل خدا و خدا را فاعل معرفى مىكنند و بديهى است كه فعل غير از فاعل بايد باشد و اگر فعلى عين فاعل باشد بايد شىء قبل از وجود خودش وجود داشته باشد ، پس عالم غير از خداست و بنابراين ، اينكه گفته شده پس تمام بهطور كلى در زمينهء وحدت وجود خداست الى آخر غلط است . « 2 »
هامش
( 1 ) پرسش و پاسخ ، علّامه طباطبايى ، ص 26 و 27 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 279 و 280 .
( 2 ) مجموعهء مقالات ، ج 2 ، ص 213 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 308 .