پيداست كه تعدّد زوجات پيغمبر را نمىتوان حمل بر زندوستى و شيفتگى آن حضرت نسبت به جنس زن نمود .
پارهاى از ازدواجهاى حضرت صرفا براى اقتدار بيشتر بوده و مىخواست از راه وصلت ، قبيله و عشيرهء خود را گسترش داده و از آن بهنفع زندگى تبليغى خود استفاده كند .
و بعضى ازدواجهاى آن حضرت فقط براين بوده كه دلى را بدست آورد و استمالتى از طرف نموده باشد و مىخواست تا در پرتو ازدواجى از بعضى خطرات احتمالى محفوظ بماند .
در بعضى ازدواجها قصدش اين بود كه صرفا زنى را از بدبختى و فلاكت فقر نجات داده و معاش او را تأمين كند .
و در بعضى ازدواجها نظر اين بود كه حكمى از احكام الهى را جارى نموده و با اين ترتيب افكار غلط دورهء جاهليت را درهم كوبد . . . باتوجه به اينكه آن حضرت مردى زاهد و دور از تجمل بوده و زنان خود را به زهد و كنارهگيرى از تجمل امر مىنموده است شكى نمىماند كه اصولا ازدواجهاى پيامبر مانند ازدواجهاى ديگران كه معمولا براى ارضاء غريزهء جنسى است ، نبوده و اصولا روش پيغمبر در برخورد با زنها ، روى اصل ادب و احترام بوده . . . است « 1 » .
هامش
( 1 ) مجموعه مقالات ، علّامه طباطبايى ، محمد تقى فلسفى و مهدى حائرى تهرانى ، مقاله زن در اسلام از علّامه طباطبايى . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 257 و 258 » .