متعال مالك على الاطلاق و مشرّع است نه متشرّع و مكلّف و هرچه بكند عين عدل است و قرين مصلحت و چنانكه از كلام خضر عليه السّلام
وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي
( كهف 82 ) برمىآيد ، كارهايى كه آن حضرت انجام داده فقط جنبهء تكوينى داشته نه جنبه تشريعى ، يعنى به امر خدا در آن سه كارى كه انجام داده فقط سببيت تكوينى منظور بوده كه مصالح آنها به موسى عليه السّلام گفته شود نه سببيّت تشريعى كه محكوم به حرمت باشد و اشكالى هم ندارد كه خدا برخى از مصالح امور را توسط خضر عليه السّلام به موسى عليه السّلام تعليم فرمايد اگرچه موسى افضل از او باشد و يا از زبان روبيل شبان موعظتى به گوش يونس عليه السّلام برساند .
همچنين گفتار هدهد كه اثبات مشاهدهء وضع سبأ و بلقيس براى خودش و نفى آن است از سليمان عليه السّلام اشكالى ندارد و همچنين گفتار نمله تحذير مورچگارن است از پايمال شدن در زير پاى سليمان عليه السّلام و جنودش و صراحتى كه در اثبات غفلت دارد بهجايى لطمه نمىزند « 1 » .
* دعاى كمال در حق رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم
در يكى از دستخطهاى علّامه طباطبايى كه در پاسخ به سؤالات فردى تهيه شده بود ، اين مطالب قابل رؤيت بود :
مرقوم داشتهايد لفظ ارفع درجته در تشهد صريح در نقص و دعاى كمال است .
خداى متعال آخرين درجهء كمال امكانى را به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم داده و ختم
هامش
( 1 ) مجموعه مقالات ، ج 2 ص 301 - 303 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ص 255 و 256 .