تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
استثناء عمر خود را سپرى كرده‌اند ؛ و حالت ترقّب و تكامل را ندارند . كليميان قائل به امام و ولىّ زنده‌اى نيستند ؛ و هم‌چنين مسيحيان و زردشتيان ؛ و اتّكاء به مبدأ حياتى ندارند و به‌واسطهء عمل به تورات و انجيل و زند و اوستا اكتفا نموده ؛ و تكامل خود را فقط در اين محدوده جستجو مىكنند . و هم‌چنين تمام فرق اهل تسنّن كه فقط تكامل خود را در سايهء قرآن و سنت نبوى مىدانند . امّا شيعه ، دين حركت و زندگى است ؛ چون معتقد است كه حتما بايد امام و رهبر امّت زنده باشد ؛ و تكامل انسان فقط به وصول به مقام مقدّس او حاصل مىشود ؛ و لذا براى اين منظور از هيچ حركت و پويايى و عشق دريغ نمىكند . مىفرمودند : روزى به كربن گفتم : در دين مقدّس اسلام تمام زمين‌ها و مكان‌ها ، بدون استثناء محل عبادت است ؛ اگر فردى بخواهد نماز بخواند ؛ يا قرآن بخواند ؛ يا سجده كند ، يا دعا كند در هرجا كه هست مىتواند اين اعمال را انجام دهد ؛ و رسول اللّه فرموده است : ( جعلت لى الأرض مسجدا و طهورا ؛ ) ولى در دين مسيح چنين نيست ؛ عبادت فقط بايد در كليسا انجام گيرد ؛ و در موقع معيّن ؛ عبادت در غير كليسا باطل است . بنابراين اگر فردى از مسيحيان در وقتى از اوقات حالى پيدا كرد ؛ مثلا در نيمه شب در خوابگاه منزل خود ؛ و خواست خدا را بخواند ؛ چه كند ؟ او بايد صبر كند ؛ تا روز يكشنبه ، كليسا را چون باز كنند ؛ بيايد در آن‌جا ؛ و براى دعا در آن‌جا حضور به‌هم رساند ؟ اين معنى قطع رابطهء بنده است با خدا . كربن در پاسخ گفت : بلى اين اشكال در مذهب مسيح هست ؛ و الحمد للّه دين