تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كه مبادا كارى كنى كه موجبات ناراحتى مادر شوهرت را فراهم كنى كه خدا از تو نمىگذرد . علاقه ايشان به فرزندانشان زياد بود ، در سال‌هاى اخير كه ما در تهران اقامت داشتيم ، من هفته‌اى دو سه‌بار به ايشان سر مىزدم ولى مشخص نبود كه چه وقت‌هايى مىروم منتهى هروقت مىرفتم ، خانمشان ( همسر دوم علّامه ) مىگفتند : كه پدرت سه ، چهار ساعت است كه اين‌جا قدم مىزند و منتظر توست ، وقتى مىپرسيدم : از كجا مىدانستيد كه من مىآيم ؟ پدرم جواب مشخصى نمىدادند و بالاخره هم نفهميدم چطور مىدانستند كه من چه‌وقت به آن‌جا مىروم . فرزند محترمه علّامه در ادامه افزوده است پدرم مىگفت : اگر زن اهميت نداشت خدا نسل دوازده امام را از نسل حضرت زهرا عليها السّلام قرار نمىداد . واقعا اگر زن خوب باشد مىتواند عالم را گلستان كند و اگر بد باشد عالم را جهنّم مىنمايد . « 1 »

* اعراض از تجمّلات

يكى از فرزندانش ( دختر محترمه‌اش ) مىگويد : از همان اوّل وضع زندگى ما عادى و شايد هم پايين‌تر از آن بود . پدرم حدود يك سال و نيم بعد از ازدواج به نجف رفتند و در مدّت يازده‌سالى كه در آن‌جا اقامت داشتند ، زندگيشان يك زندگى طلبگى بود . ضمن آن‌كه در اين مدّت يازده سال كه در نجف به‌سر مىبردند هشت فرزندشان پس از تولد از بين رفتند و پدرم براى ملاحظه مادرم
هامش
( 1 ) مجلهء زن روز ، شماره 892 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 392 - 394 .