تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
كوچكترين اظهار ناراحتى نمىكردند و مادرم نيز به‌خاطر پدرم حرفى نمىزد . ايشان باوجودى كه مقيد بودند همسر و فرزندانشان در راحتى باشند ولى به هيچ‌وجه از تجملّات خوششان نمىآمد در خوردن غذا ، در عين تميزى جانب اختصار را رعايت مىكردند . هرچند انواع غذا بر سر سفره‌اى بود به خوردن يك نوع غذا اكتفا مىكردند . پس از بازگشت از نجف حدود ده سال در تبريز بودند ولى ايشان مىگفتند زندگى ما در آن‌جا به خاطر آب‌وهواى تبريز بسيار بهتر از قم بود ، ضمن اين‌كه نزديكان و اقواممان نيز در تبريز بودند و باهمه اين‌ها اسباب و وسايل را فروخته عازم قم شدند . « 1 »

* كار خود را برعهدهء ديگران ننهادن

علّامه مايل نبود در خانه كارهاى شخصى او را ديگرى انجام دهد ، بر سر آوردن رختخواب هميشه مسابقه بود ، دخترش مىگويد پدرم سعى مىكرد زودتر از همه اين‌كار انجام دهد و مادرم هم سعى مىكرد پيش‌دستى كند ، حتى اين اواخر كه بيمار بودند و من به خانه‌شان مىرفتم باآن حالت بيمار براى ريختن چاى از جاى خود برمىخاستند و اگر من مىگفتم : « چرا به من نگفتيد كه برايتان چاى بياورم ؟ » مىگفتند : نه ، تو مهمانى ، سيد هم هستى و من نبايد به تو دستور بدهم . « 2 » اين حكيم نيكوكردار و خوش‌خو در خانه بسيار مهربان بود ، باآن‌كه خادم داشت و فرزندانش آماده خدمت بودند . طبق گفتهء آنان هرگز به كسى نمىگفت
هامش
( 1 ) مجلّه زن روز ، شماره 892 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 375 . ( 2 ) همان ، ص 44 - 45 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 376 .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 191 | مراد على شمس