عكس العمل بدى نشان دهيد و به آنان چيزى بگوييد ، بچه بايد آزاد باشد ، در عين حال به ادب و تربيت نوباوگان توجه داشت و رفتار پدر و مادر را در تربيت آنان مؤثر مىدانست و عقيده داشت كه حرف پدر و مادر نبايد در مورد بچه يا در هر موردى كه بچهها شاهدند دوگانه باشد و مىگفت اين حالت دوگانگى شخصيت بچهها را ناجور بار مىآورد .
در رفتارشان با دخترها احترام و محبت افزونترى مشاهده مىشد و مىگفت به اينها بايد محبت بيشترى شود تا در زندگى آينده با نشاط باشند و بتوانند همسرى خوب و مادرى شايسته باشند ، حتى نام دختران را با پسوند سادات صدا مىكرد و اظهار مىداشت حرمت دختر مخصوصا سيّد بايد حفظ شود .
همسرش عقيده داشت كه دختر بايد در خانه كار كند ولى علّامه مىگفت به آنها فشار نياور ، آنها اكنون بايد آرامش داشته باشند و هنوز موقع كار كردنشان فرا نرسيده است .
دخترش نقل كرده است در مواقعى غذايى طبخ مىكرديم كه اشكال داشت ، پدرم اصلا به روى خودش نمىآورد و خيلى هم تعريف مىكرد ، مادرم مىگفت به اين ترتيب اين دخترها در كدام خانه مىتوانند زندگى كنند ؟ و پدرم مىگفتند اينها امانت خدا هستند هرچه آدم به اينها احترام بگذارد خدا و پيغمبر خوشحال مىشوند .
تربيت ما منحصرا در هنگام كودكى صورت نگرفت من پس از ازدواج هم هميشه از رهنمودهاى پدرم بهرهمند مىشدم مثلا اوايل ازدواج هروقت به خانه پدرم مىرفتم عوض اينكه بپرسند وضعت چطور است ؟ فقط سفارش مىكردند
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: مراد على شمس
ص١٨٩