هر حدى كه با شأن و منزلت ميهمان تناسب داشت « 1 » .
* برنامهريزى روزانه
دختر ايشان - نجمة السادات طباطبايى - گفتهاند : ايشان اخلاق و رفتار محمدى داشتند ، هرگز عصبانى نمىشدند و هيچوقت صداى بلند ايشان را در حرف زدن نشنيديم ، در عين اين ملايمت در خوى و خلق ، بسيار قاطع و استوار بودند ، مثلا در امر نماز مقيد بودند كه اوّل وقت بخوانند و در اين زمينه اهمال روا نمىداشتند و سستى ديگران را با صراحت تذكر مىدادند . در ماه مبارك رمضان تمام شبها تا سحر بيدار مىنشستند ، بسيار دقيق و منظم بودند و براى همهء اوقات روزشان برنامهريزى مىكردند .
علاقهء زيادى به تلاوت قرآن داشتند و سعى مىكردند آن را با صوت بلند بخوانند ، خودشان مىگفتند : برنامهاى كه براى كار روزانهام دارم از بيست و شش سالگى تا بهحال بهم نخورده است . باوجود انبوه كارهاى مهمى كه داشتند هرگز دست رد به سينهء كسى كه براى امرى ، هرچند پيشپاافتاده ، نزد ايشان مىآمد نمىزدند و اين بهسبب رقت قلب و عاطفهء شديد ايشان بود .
حتى در اين سالهاى آخر كه بيمار بودند ، مراجعات را رد نمىكردند ، يكبار كه به قم رفته بودم به من گفتند : صبح تا بهحال بيست و چهاربار به در خانه رفته و مراجعات مردم را جواب دادهام .
بسيار كم حرف بودند و ديگران را به كمحرفى سفارش مىكردند و پرحرفى
هامش
( 1 ) مجلهء نور علم ، دورهء سوم ، شمارهء 9 ، ص 72 . همان .