جواب داده بود : ايشان در برنامهء روزانه خود اوقات و ساعاتى را به خانواده شان اختصاص مىدادند ، بعد از هفت ساعت كار بعد از ظهر تا شب را مىگفتند كه ديگر جلسه خصوصى است ، بياييد بنشينيد حرف بزنيم مىگفتند : اين ساعت بهترين اوقات من است و همهء ناراحتىهايم را بر طرف مىكند و باوجود حجم زياد كارهايشان اينگونه نبود كه از خانواده غافل شوند . به همسر و فرزندانشان اهميت خاصى مىدادند ، باوجود آن همه كار ، به ميهمان خيلى علاقهمند بودند و وقتى ميهمانى مىرسيد سعى مىكردند به مادرم كمك كنند ، اگرچه مادرم اجازه نمىدادند كه پدرم كارى كند . بهطور كلى صاحب اختيار خانه و امور آن را مادرم مىدانستند ، مادرم به كارهاى درسى ما رفتوآمدهايمان رسيدگى مىكرد و همهء مسائل را كنترل مىنمود و به قدرى با هدايت عمل مىكرد كه پدرم با فراغت خاطر به تمام امور علمى خود مىپرداختند . « 1 »
* خوشخلقى با همسر
همسر علّامه بانويى مؤمن و از خاندان اهل بيت عصمت و طهارت بود . در مورد فداكارىهاى اين بانو ، علّامه فرموده است : خانم به حدّى به من كمك مىكند كه گاه من اطلاع از قباى خود ندارم به اين معنا كه مىرود پارچهاى انتخاب مىكند و مىخرد و مىدوزد و براى پوشيدن در اختيار من مىگذارد و نيز در جاى ديگرى چنين مىگويد : او هنگامى كه من فكر مىكردم و يا مىنوشتم با من حرف نمىزد تا رشته افكارم از هم گسسته نشود و براى اينكه خسته نشوم ،
هامش
( 1 ) جرعههاى جانبخش ، ص 389 و 390 .