* روحى بزرگ در منزلى محقّر
استاد مصباح يزدى مىگويد :
خانهاى كه علّامه در آن زندگى مىكرد خانهء كوچك محقّرى بود ، خانهاى كه حتى مرحوم علّامه نمىتوانست دوستانش را در آنجا پذيرايى كند چون از نظر امكانات بسيار محدود بود .
اوائل آشنايى با استاد از رفتارشان خيلى تعجب مىكردم . گاهى مجبور مىشدم بهخاطر جواب گرفتن براى سؤالى كه برايم پيش مىآمده ، خدمت استاد در منزلشان شرفياب شوم . ايشان درحالىكه به جلوى در منزل آمد ، دو دست خود را بر دو طرف در گذاشته ، سرشان را بيرون مىآوردند و به سؤال من گوش مىدادند و پاسخ مىگفتند . گاه اين سؤال برايم مطرح مىشد كه چرا استاد از من نمىخواهند كه به داخل منزل بروم . بعدها كه آشنايى من با ايشان بيشتر شد ، و گاهى اتفاق مىافتاد كه مىتوانستم به داخل منزلشان بروم متوجه موضوع شدم ، خود ايشان مىفرمود :
« اگر من كار كنم و روزى 3 تومان ( سى ريال ) مزد بگيرم براى من گواراتر است از اينكه به خانهء كسى بروم و اظهار حاجتى كنم و وابستگى به بيتى يا شخصيتى پيدا كنم . »
مدّتها زندگى استاد از حق التأليف كتابهايشان اداره مىشد . سالها مبالغ هنگفتى مقروض بودند و نزديكان ايشان حتّى دامادشان مرحوم قدّوسى رضوان اللّه عليه از اين موضوع اطلاع نداشت « 1 » .
هامش
( 1 ) يادنامه اوّل علّامه طباطبايى ، ص 198 و 199 .