تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

* حجب و حيا در رفتار علّامه

علّامه طباطبايى الگوى حجب و حيا بود و هرگز به صورت افراد و شاگردان ، چشم نمىدوخت ، نگاهش پايين بود و مشغول درس مىشد ولى درعين‌حال آن چنان باابهت و عظمت بود كه همگى شاگردانش با اخلاص و سكوت محض به درس گوش مىدادند . درس تفسير استاد چنان شلوغ و پرجمعيت بود كه صدايش شنيده نمىشد ، اصرار زياد كردند كه مثل همهء اساتيد به منبر تشريف ببرند ولى او حاضر نمىشد و فقط در حلقه درس مىنشست . « 1 » آية اللّه امينى گفته است : سال 1326 ه ش كه به قم آمدم ، شاگردان استاد خيلى محدود بودند و از 5 - 6 نفر تجاوز نمىكردند ، از مطالب جالبى كه فراموش نمىكنم اين است كه در جلسه اولى كه خدمت ايشان رسيدم زمستان بود و ايشان پوستينى پوشيده و مشغول درس بودند ، تا مرا ديدند در اثر حياى خاصى كه داشتند حالشان تغيير كرده و عرق كردند و صورتشان قرمز شد ، به‌طورى كه نتوانستند درس را ادامه دهند و درس را تعطيل كردند و بعد كه حالشان عادى شد مشغول تدريس شدند . وى در جاى ديگر خاطره‌اى بدين شرح را نقل كرده است : ايشان مريض بودند در همان مريضى آخرشان كه منجر به ارتحال ايشان شد ، خدمتشان رسيدم - ايشان در بستر خوابيد بودند - قدرى كه نشستم و احوالپرسى كردم خواستند بلند شده و به دستشويى بروند ، خادمى زير بغلشان را گرفته و علّامه كه از زير پتو بيرون آمدند ، پتو را به دست خودشان گرفتند و همراه خودشان بردند ، يعنى همان
هامش
( 1 ) مجلهء مكتب اسلام ، سال 21 ، شمارهء 10 ، ص 64 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ص 384 .