تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
خود به كار برده است ، روشن نيست و مقصود وى بيان يك حقيقت صحيح و قابل‌قبول است ، دست به تأويل و توجيه مىزند . اين روش در آن موارد كه امكان‌پذير است ، بسيار مفيد است زيرا : اولا - همين مسأله كه گاهى واقعا يك صاحبنظر از بيان مقصود حقيقى خود با كلمات و اصطلاحات مناسب ناتوان مىگردد و با نظر به عظمت استعداد صاحبنظر و ديگر تفكرات او دربارهء مسائل مشابه و غير مشابه او ، تأويل نظريهء او براى بدست دادن يك معناى صحيح كاملا منطقى است . ثانيا - اين كار گام مناسبى در راه تقليل اختلافات نظرى است . اختلافاتى كه گاه با يك توجه ، قابل منتفى شدن هستند . بديهى است كه هردو نوع انتقاد و تأويل براى بدست آوردن يك معناى صحيح ، چون از منطق واقع‌يابى برخوردار است ، نه شرق مىشناسد و نه غرب ، و يا نبايد در اين منطق واقع‌يابى ، اختلافات اقليمى اختلالى وارد بسازند . اما اينكه در مشرق‌زمين احترام به شخصيت‌هاى فلسفى و حكما مورد تأكيد است ، اين مطلب هم قابل تجديدنظر است ، زيرا : اولا - چنان كه در مشرق‌زمين شخصيتهاى فلسفى و علمى بزرگى هستند كه احترام ديگر شخصيتها را چه در قلمرو فلسفه و چه در قلمرو علم از ديدگاه اصول انسانى لازم مىدانند ، همچنين در مغرب‌زمين هم با اين‌گونه اشخاص اخلاقى كه داراى وجدان و تقواى جهان‌بينى و علمى هستند ، آشنائى داريم . ما در برابر راسل بىملاحظه ، وايتهد با شخصيت اخلاقى و كاپلستون و ماكس‌پلانك هم داريم كه به اضافهء داشتن دانش ، انسانهاى اخلاقى هم هستند . اين احترام در مشرق‌زمين كه به‌طور فراوان ديده مىشود ، معلول تقليد و تحت‌تأثير قرار گرفتن در جاذبهء شخصيتها نيست ، بلكه چنان كه ممكن است ناشى از آن باشد ،
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 74 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى