در آن راه وجود ندارد و چون ذاتا مستقيم است قابل انحراف نيز نخواهد بود درنتيجه نه اختلاف در او فرض دارد و نه تخلف و نه مخالفتى بين روندگان آن راه متصور است ؛ زيرا چيزىكه ذاتا مستقيم شد ذاتا معصوم است و عصمت او مانع از همه اين محذورات مىباشد و اگر راه معصوم نمىبود هرگز در معارف يقين پيدا نمىشد و اين مساوى با شك در همه افكار و انديشهها است كه خود عين سفسطه مىباشد بنابراين راهى براى تفكر صحيح وجود دارد معصوم كه هرگز به حريم او اختلاف يا تخلف راه ندارد و پويندگان آن مادامى كه در متن همان صراط مستقيم سير مىكنند مخالف يكديگر نخواهند بود و اگر احيانا مخالفتى بين روندگان آن راه رخ مىدهد براى آن است كه راه را رها كردند و بيراهه رفتهاند و گرنه صراط مستقيم با حفظ همه قيودش منزه از گزند اختلاف و مصون از آسيب تخلف و معصوم از غبار مخالفت است زيرا هرگز شىء با نفس خودش مخالف نخواهد بود چه اينكه براى صراط مستقيم كثرت فرض صحيح ندارد تا راه دوتا باشد و هركدام مخالف ديگرى فرض شود چون ربط خاص بين معلوم بالذات و لوازم مجهول آن تعدد و كثرتپذير نيست كه يك معلوم بالذات با چند امر مخالف يكديگر رابطه لزومى داشته باشد يا با يك امر گاهى رابطه لزومى داشته باشد و گاهى نداشته باشد و مجموعه اين مسائل و آنچه مانند اينها است و به اين اصول اوليه برمىگردد منطق نام دارد كه روش تفكر صحيح بوده و راهى براى تحصيل علم حصولى جز آن نخواهد بود اكنون مناسب است به تحليل اشكالات بر منطق و نقد آن پرداخته شود . 226 تا روشن شود طرز تفكرى كه قرآن با هدايتهاى علم حصولى انسان را بدان آشنا مىكند چيست .
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٨٧