بالاخره برنامهء جديدى را بدون سروصدا و بدون تبليغات شروع كرد و در اندك مدتى به موفقيت چشمگير نائل آمد . از ثمرهء اين فعاليتهاى علمى ، آنچه محسوس و ملموس ماست ، تأليف يك دورهء كامل تفسير قرآن بود در بيست جلد ، كه از به دو انتشار اولين مجلدات آن حركتى در عالم اسلام بوجود آمد . اين كتاب تنها تفسير لفظى قرآن و توضيح مفاهيم سادهء آيات نيست . استاد در اين اثر بزرگ ، به مناسبتهائى بحثهاى مختلفى را كه جامعهء اسلامى نيازمند بدانهاست ، تحت عنوانهاى مستقل مطرح كرده و براى حل آنها از آيات كريمهء قرآن مدد گرفته است . خوبست اين جمله را هم از زبان مرحوم شهيد مطهرى نقل كنم :
« تفسير الميزان همهاش با فكر نوشته نشد ، من معتقدم كه بسيارى از اين مطالب از الهامات غيبى است . كمتر مشكلى در مسائل اسلامى و دينى برايم پيشآمده كه كليد حل آن را در تفسير الميزان پيدا نكرده باشم » .
بله ، گوهرشناس مىبايد تا گوهر بشناسد . بىجهت نبود كه مرحوم مطهرى ، در نوشتههايش هرجا صحبت از علامه طباطبائى به ميان مىآمد به دنبالش « روحى فداه » را اضافه مىنمود .
مرحوم استاد در ضمن تدريس تفسير قرآن ، به مسائل اجتماعى كه مىبايست تدريجا جامعه ما با آنها آشنا بشود و براى آنها از مدارك اصيل اسلامى راهحل بيابد ، توجه خاصى مبذول مىفرمود . اين كتاب منشأ آن شد كه تمام گويندگان و نويسندگان اسلامى براى تحقيق در مسائل دين ، فرهنگ جامعه ، اقتصاد ، سياست ، تاريخ و ساير ابعاد زندگى انسان به آن مراجعه كرده ، از رهنمودهاى استاد در حل همهء اين مسائل بهره بگيرند .
يعنى تفسير الميزان كليد حلى بود براى همهء مشكلات فرهنگى
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٠٠