تعقل و استدلال دانشجويان را بالا ببرد ، چنين درسهائى در حوزه تدريس نمىشد . روحانيت بهعنوان قشرى از جامعه كه عهدهدار رهبرى معنوى مردم است مىبايست آراسته به فضائل اخلاقى و آشنا به رموز معنوى باشد ، چنين تعليم و تربيت معنوى و اخلاقى هم وجود نداشت مگر در گوشه و كنارى و براى افراد نادرى .
به زبان ديگر اساس اسلام بر كتاب و سنت و عقل است .
كتاب و سنت براى شناختن محتواى رسالت پيغمبر اكرم ( ص ) و بيانات جانشينان معصوم ( ع ) اوست . و قدرت تعقل براى اثبات مسائل اصولى دين و دفاعكردن در مقابل شبهاتى كه از سوى مكتبهاى بيگانه نسبت به مبانى اسلام وارد مىشود . اما در حوزهها فقط فقه و اصول بود كه بخشى از محتواى سنت پيامبر و ائمه را مورد بررسى قرار مىداد .
نه از فلسفه و معقول خبرى بود و نه از تفسير قرآن و نه از ساير بخشهاى كتاب و سنت . بر خودم لازم ديدم كه يك درس فلسفه و يك درس تفسير قرآن و يك درس اخلاق در حوزه شروع كنم . »
اين اقدام مرحوم علامه در نوع خود قابل مقايسه با اقدامى است كه امام عزيزمان در فعاليتهاى سياسى شروع كردند .
يعنى آنقدر اين وظيفه مهم بود و بقدرى انجام آن مشكل مىنمود و بارها كسانى تجربه كرده بودند و ناكام شده بودند كه كمتر كسى جرأت اقدام در اين موارد را به خود مىداد شجاعتى شبيه شجاعت امام در مسائل سياسى لازم داشت ؛ به حكمت و تدبير حكيمانهاى مثل تدبير علامه طباطبائى احتياج بود كه بداند چگونه اين كار را شروع كند تا بر تمام موانع فائق آيد . دست من باز نيست كه تمام اين موانع را بازگو كنم و مشكلات را شرح دهم . با اشارههائى كه ذكر شد ، كسانى كه وارد به مسائل
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٩٧