تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
اظهار حاجتى كنم و وابستگى به بيتى يا شخصيتى پيدا كنم . » مدتها زندگى استاد از حق التأليف كتابهايشان اداره مىشد . سالها مبالغ هنگفتى مقروض بودند و نزديكان ايشان حتى دامادشان مرحوم قدوسى رضوان اللّه عليه از اين موضوع اطلاع نداشت . با آن وضع مادى و با آن امكانات بسيار محدود و در غربت و ناشناختگى مىخواست تحولى عظيم را در فرهنگ كشور و جهان اسلام بنياد كند . علامهء طباطبائى به مشكلات كار كاملا آگاهى داشت و مىدانست در راهى كه پيش‌گرفته است چه ناهمواريها و پيچ و خم‌هائى وجود دارد . اما او با اتكاء به خدا و به كمك او بر مشكلات فائق آمد و بار ديگر خدا به انسانها نشان داد كه كسانى را كه تنها به اميد او و با اتكاء به او و براى جلب رضايت او كارى را شروع كنند ، موفق خواهد كرد . نهال كوچك آنها را بدل به درختى تنومند كرده ، شاخه‌هاى ضعيف آن را قوى و نيرومند خواهد ساخت ، كمك‌هاى غيبى و الهى به آنها ارزانى داشته ، از الهامات و اشراقات بر آنها دريغ نخواهد فرمود و چنين نيز كرد . ابتدا اگر كسى به قيافهء علامه طباطبائى و وضع كار او مىنگريست ، آن را كارى كوچك ، كم‌اهميت و كم‌بازده و نافرجام مىپنداشت . ولى طولى نكشيد كه خدا او را به وسيلهء شاگردانى نظير شهيد مطهرى رضوان اللّه عليه كمك كرد . گرد آمدن چنين شاگردانى استاد بزرگوار را دلگرم كرد به‌طورى كه به تعليم و تربيت آنها همت گماشت و از هيچ زحمتى در راه پرورش آنها خوددارى نكرد ، آنها را مثل چشمان خودش دوست مىداشت و به قدرى نسبت به شاگردانش مهربان بود كه مىتوان گفت كمتر پدرى نسبت به فرزندان خود چنان محبتى دارد .