تمام رشدى كه در جامعهء ما و بخصوص در حوزههاى علميه حاصل شده ، هنوز بهتر از آن ، كتابى در اين زمينه نوشته نشده و كمتر كتابى است كه در اين زمينه نوشته شده باشد و از اين كتاب بهره نگرفته باشد .
و اما در زمينهء اخلاق استاد يك درس عمومى اخلاق را شروع كرد ؛ وى پس از چندى تربيتهاى اخلاقى را به جلسات خصوصى و چند نفرى اختصاص داد . طبعا كسانى هم كه در اين مكتب پرورش مىيافتند علاقهاى به تظاهر و خودنمائى نداشتند ولى بههرحال آثار اين قبيل شاگردان در جامعه رشد پيدا مىكند و آنها نيز به نوبهء خود شاگردانى پرورش خواهند داد و اين مشعل در جاهائى كه شايستگى داشته باشند ، همچنان روشن خواهد ماند .
علامهء طباطبائى داراى چنان همت بلندى بود كه فعاليتش را منحصر به حوزه نكرد . در آن زمان كه بين حوزه و دانشگاه ديوار آهنين كشيده شده بود و دستگاه حاكم هرروز بر استحكام اين ديوار مىافزود و كسانى كه فكر رخنه از ديوار را در ذهن مىگذراندند ، متهم مىشدند ، علامه طباطبائى در حد امكان شجاعانه و بدون واهمه با اساتيد دانشگاهها تماس نزديك برقرار كرد و درسهائى براى آنها گفت و جلسات بحث برايشان تشكيل داد كه بعضى از آثار اين فعاليتها چاپ و منتشر شده است . به بركت همين جلسات بود كه بعضى از آثار استاد در همان زمان به زبانهاى اروپائى برگردانده شد و به اين وسيله اسلام در جهان غرب ، و تشيع در جهان غير شيعه شناسانده شد . مسلما اگر امكانات بيشترى در اختيار بود ، بركات فراوانترى نصيب اين ملت مىشد .
بهر روى ، جاى بسى دريغ و تأسف است كه در اين زمان كه جامعهء ما به چنين مردانى اسلامشناس و انديشمند بس نيازمند است دانشمندى چون علامهء طباطبائى را از دست دادهايم ولى
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٠٢