تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
هنگامى كه تمام شؤون اين جامعه بطور مستقيم و غير مستقيم زير نظر بيگانگان بود و با نقشه‌هاى آنها اداره مىشد ، نيازمند به انقلابى در فرهنگ بود . همهء ما مىدانيم استعمار چگونه در فرهنگ ما رسوخ كرده بود و با چه شيوه‌هائى محصلين ، دانشجويان و روشنفكران ما را منحرف مىكرد . اگر اين شيوه ادامه مىيافت بطور قطع جامعهء ما به‌عنوان جامعهء اسلامى محكوم به زوال بود . مىبايست انديشه‌ها و ارزش‌هاى اسلامى احيا شود اما به دست چه‌كسى و چه كسانى ؟ به دست آنهايى كه اسلامشان را هم از طريق اروپائيان شناخته بودند ؟ به دست كسانى كه ارزش‌هاى اسلاميشان را هم از بيگانگان گرفته بودند ؟ به دست كسانى كه اطلاعى از متن قرآن و بيانات پيامبر و ائمه اطهار سلام اللّه عليهم اجمعين نداشتند ؟ و حتى ترجمهء تحت اللفظى آيات و روايات هم از آنها ساخته نبود ! بديهى است چنين كار عظيمى بايد به دست كسى انجام مىشد كه عميق‌ترين و وسيع‌ترين اطلاعات اسلامى را از اصيل‌ترين مدارك اسلامى فراگرفته باشد . اگر در عالم اسلام چند نفر را بتوانيم به اين اوصاف معرفى كنيم ، بطور قطع اولين فرد ، مرحوم علامه طباطبائى رضوان اللّه عليه خواهد بود . كسانى كه با اين مرد بزرگ آشنائى نزديك داشته‌اند و با افكار و رفتار و شيوهء زندگى او به خوبى آشنائى دارند و از خصلت‌هاى روحى و معنوى او آگاه‌اند ، مىدانند كه چنين سخنانى به هيچ وجه مبالغه‌آميز نيست . مرحوم علامه طباطبائى هنگامى به حوزهء علميهء قم قدم نهاد كه اين حوزه به صورت گياهى كه تازه جوانه زده و نهالى كه تازه به مرحلهء رشد رسيده سخت نيازمند يك باغبان ماهر توانا و دلسوز بود تا بتواند آن را بارور كند . با اينكه در آن زمان بزرگانى در حوزهء علميه قم بودند كه براى پيشرفت اسلام دلسوزى مىكردند و تلاشهاى ارزشمندى هم صورت مىدادند ،