مىشناسند .
علت ديگر ناشناخته ماندن شخصيتها اين است كه طبيعت كار آنها طورى است كه آثار محسوس و ملموس ندارند و تنها كسانى كه با آن طبيعت كار آشنا هستند و اسرار و رموز آنها را مىدانند از اهميت كار آگاه مىشوند و تا ارزش آن كارها براى عموم مردم شناخته شود مدتها طول مىكشد . فعاليتهائى كه در يكجامعه انجام مىگيرد ، گاه ، آنچنان با زندگى محسوس مردم سروكار دارد كه در كوتاهترين مدت در جامعه منعكس شده ، آثار ملموسش در جامعه براى همه قابل احساس مىشود .
فعاليتهاى سياسى و اجتماعى كموبيشاز اين خصلت برخور - دارند . اگر يك فعاليت سياسى به پيروزى برسد ، آثارش بلافاصله در جامعه منعكس مىشود و مردم بسيار زود به اهميت آن پى مىبرند و آن را مورد ارزيابى قرار مىدهند . ولى بعضى از كارها و تأثيرات هست كه زود منعكس نمىشوند و همهكس پى به وجود آنها نمىبرد . و آثارشان نامرئى و نامحسوس است . مدتها بايد بگذرد تا آثار مع الواسطهء آنها ظاهر شود ، يعنى چندين واسطه بايد در يكديگر اثر بگذارند تا برسد به امور محسوس و ملموس و اثر و اهميت آن كار معلوم شود . آثار فرهنگى از اين قبيل است . كسانى كه تأثيرات فرهنگى در جامعهاى مىگذارند آثارشان در جامعه به زودى قابل لمس نيست . البته ، ناشناخته ماندن شخصيتها ، غير از عللى كه بر شمرديم ممكن است علتهاى ديگرى نيز داشته باشد ، كه از آنها مىگذريم .
مرحوم علامه طباطبائى رضوان اللّه عليه از تمام ويژگيهائى كه ذكر شد برخوردار بود . هم حجاب معاصرت مانع مىشد از آنكه كسانى آنچنانكه مىبايست ايشان را بشناسند . و هم اخلاص در كار و دورى گزيدن از تظاهر و خودنمائى موجب اين مىشد كه قشرهاى وسيعى از جامعه از
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٩٢