تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
چند چيز ممكن است باشد : يكى از علل ناشناخته ماندن همانست كه نويسنده‌اى آن را « حجاب معاصرت » ناميده ، يعنى پردهء همزمانى . اشخاصى كه در يك عصر زندگى مىكنند ، با اينكه مىبايست اين همزمانى موجب آن شود كه يكديگر را بهتر بشناسند و بشناسانند ، انگيزه‌هائى موجب مىشود كه در شناساندن ديگران و حتى شناختن آنها قصور و كوتاهى كنند . اين امر ممكن است به نوبهء خود عللى داشته باشد : يكى از عللى كه تا حدى قابل توجيه است ، اين است كه هيچ انسانى چنان ساخته نشده كه تمام ابعاد وجودى او و تمام خصلت‌ها و رفتارهاى وى موجب پسند همگان باشد . طبعا هرشخصيتى هرقدر بزرگ باشد داراى ويژگيهاى خاصى خواهد بود كه مورد پسند همهء مردم و حتى مورد پسند همگنان خودش نباشد . وجود اين رفتارها يا خصلت‌هائى كه مورد پسند افراد واقع نمىشود موجب مىشود كه چشم‌ها از ديدن نقطه‌هاى درخشان وجودى او فرو ماند و آنطور كه بايد و شايد مراتب كمال و فضيلت او آشكار نشود ، ولى بعد از رفتن از اين دنيا ، به تدريج نقطه‌هاى مثبت شخصيت وى آشكار مىشود و ديگران با تجديدنظر در قضاوتهاى خود نسبت به او دربارهء شخصيت متوفى بيشتر مىانديشند و او را مورد ارزيابى دقيق‌تر قرار مىدهند . يكى ديگر از علل ناشناخته ماندن اشخاص اين است كه گاه ، آثار وجودى يك فرد يا يك شخصيت براى ظهور و بروز احتياج به زمان دارد ، مثل دانه‌هائى است كه در زمين كاشته مىشود يا نهالهائى كه غرس مىشود و تا زمانى نگذرد اين بذرها رشد نمىكند و آن نهال‌ها ميوه نمىدهد . و چون براى عموم مردم و حتى براى اهل فضل هم كاملا قابل پيش‌بينى نيست كه اين نهال چه ميوه‌هائى خواهد داد ، اين است كه نمىتوانند