حسى و وهمى است . و اين هدفها هستند كه ذهن انسان را پاگير مىكنند و آزادى ذهن را از جستجوى حقيقت سلب مىنمايند و كسى كه از دام اين هدفها جسته باشد و جز پىبردن به مسائل واقعى و پىبردن به حقيقت در هرموردى هيچ هدف ديگرى نداشته باشد ذهنش براى كنجكاوى درمورد هرچيزى آزاد است و هرچه را ببيند و بشنود در آن خيره مىشود تا ببيند به كجا راه پيدا مىكند و از چه پوشيدههائى پرده برايش برداشته مىشود .
اما آنها كه ذهنشان متوقف در ادراكات حسى است و فقط براى توسعهء يك زندگى حسى كار مىكنند هرچه را ببينند و بشنوند لذتى از لذايذ حسى را به ياد مىآورند و كسانى كه ذهنشان تا حدودى توسعه پيدا كرده و به مسائل مربوط به روابط اجتماعى مىانديشند اما هدفشان از توسعه دادن روابط خود با مردم اين است كه بر آنها برترى يابند و تسلط بر مردم پيدا كنند ، تمام استعداد ذهنيشان هم فقط در اين راه مصرف مىشود ، و جز جستجوى راههائى كه بر مردم برترى و تسلط پيدا كنند و اختيار همه را بدست گيرند ، كارى و انديشهاى ندارند . و توانائى فكر كردن در مسائل ديگر از آنها سلب مىشود . و جباران و ستمگران دنيا نيز همين برترىجويانند
« إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ »
( قصص آيهء 4 ) .
« إِنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفِينَ »
( دخان آيهء 28 ) ،
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ »
( قصص آيهء 82 ) .
اما آن چيزىكه بيشتر مردم جز آن چيز ديگرى را مايهء برترى نمىدانند ، زور زياد ، دارائى زياد و فرمانبران بيشتر است . بههمين سبب كسانى كه برترىطلب هستند ، جز زيادكردن شماره و عدد از هرچيزى ، هيچ سعى و كوشش ديگرى ندارند و بنا به فرمودهء خداوند محو در تكاثر مىباشند