تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
شكل بيستم مقالهء اولى اصول اقليدس در اثبات اين حكم هندسى است كه مجموع دو ضلع هرمثلث اطول از ضلع ثالث آن است ، اين شكل را حمارى لقب داده‌اند و در وجه آن گفته شد كه اگر حمارى در طرف يكى از اضلاع آن باشد و دسته علفى در آن طرف ديگر همان ضلع بگذارند ، هيچ‌گاه حمار ، براى رسيدن به علف از سير در مسافت اين ضلع عدول نمىكند و مسير آن‌دو ضلع ديگر را نمىپيمايد . انسان راهى نزديك‌تر از خود براى رسيدن به مقامات معنوى ندارد . چرا از راه دريا و صحرا و آسمان و زمين در جستجوى حق باشد چرا من عرف نفسه فقد عرف ربه را ملاك كار خود قرار ندهد . خود كه عجيب‌ترين كتاب الهى است چرا از خود شروع نكند و كتاب وجود خود را فهميده ورق نزند و كلمات وجودى خود را درست نخواند و به اسرار اين كلمات دست نيابد ؟ ! حق سبحانه و تعالى فرمود
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
( اسراء 15 ) . غرض اين‌كه سرمايهء كسب دارد بايد از خود شروع كند . اگر قوه و استعداد كسب معارف در ما نباشد راهى به عالم خارج براى ما نخواهد بود و اين انسان است كه بر بر و بحر مسلط است و به ادراك حقايق نائل مىشود . حضرت ثامن الحجج على بن موسى الرضا ( ع ) فرموده است : قد علم اولوا الباب ان ما هنا لك لا يعلم الا بما هيهنا . خدمندان مىدانند كه آن‌چه در آن‌جا است بايد از اين‌جا دانسته شود در سورهء مباركه واقعه تلاوت مىكنيد كه
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ
بايد از همين‌جا كه ظل آنجاست شروع كرد و هرمقام وجود بيانگر مراتب فوق خود است كه ظل آن‌هاست چنان‌كه معرف مادون خود است كه عنوان على نسبت بدان دارد و علت معرف معلول است و معلول حاكى علتش . صورتى در زير دارد