كلام با قول و حكايت فرق دارد ، كلام انبياء با مردم از كلمات نوريه كتاب وجود است كلماتشان را بخوانيد و بالا برويد همانطور كه امير المؤمنين عليه السّلام در تصاعد علمى قرآن فرمود اقرأ و ارق .
هرچند كه آيات و روايات رمزند - و روايات در حقيقت مرتبهء نازلهء قرآنند آنچنانكه بدن مرتبهء نازله نفس است - ولى سرمايهء فهم اين رموز را به ما داده است و اگر انسان قابل فهم آنها نمىبود او را به تدبر قرآن امر نمىفرمود كه
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
( محمد 25 ) و اصلا قرآن را برايش نازل نمىفرمود ، ما اگر لياقت قرب الى اللّه را نمىداشتيم بدان مكلف نمىشديم ، ما اگر آشنائى با خداوند عالم نداشته باشيم او را خطاب نمىكنيم زيرا خطاب به مجهول مطلق چون طلب مجهول مطلق محال است .
ارتباطى بىتكيف بىقياس * هست رب الناس را با جان ناس
نه تنها كلمات مقطعهء قرآن از قبيل الم و طس و يس و نحو آنها رمز است همهء آيات قرآن رمز است و ما را به فهم همهء اين رموز دعوت فرمودهاند كه اين فهميدنها آب حيات نفس ناطقهء انسانى است
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ
( انفال 25 ) .
اما آيهء كريمه : خداوند فرمود
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ ،
نه تنها مردم آن روز أمى بودند بلكه هميشه رسول اللّه در ميان أميين مبعوث است . اگر اجتماعى از نوابغ دهر و نوادر روزگار ، و صاحبان افكار كه ورزشهاى فكرى كردهاند و گردنههاى علمى را گذراندند مثل فارابىها و كندىها و شيخ رئيس و علامهء حلى و محيى الدين عربى و خواجه نصير و ملا صدراها ، تشكيل شود ، پيغمبر خاتم در ميان