تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
تخم بطى گرچه مرغ خانگى * زير پر خويش كردت دايگى مادر تو بط آن دريا بدست * دايه‌ات خاكى به دو خشكىپرست ميل دريا كه دل تو اندرست * آن طبيعت جانت را از مادرست ميل خشكى مر ترا زين دايه است * دايه را بگذار كه او بدرايه است دايه را بگذار بر خشك و بران * اندر آ در بحر معنى چون بطان گر ترا مادر بترساند ز آب * تو مترس و سوى دريا ران شتاب تو بطى بر خشك و برتر زنده‌اى * نى چو مرغ خانه ، خانه كنده‌اى تو ز كرمنا بنى آدم شهى * هم به خشكى هم به دريا پا نهى
چون همين قوه ياد شده بالفعل و در به دو حدوثش مادهء منطبع در مزاج نطفه است و بالقوه عقل بالفعل و مرغ باغ ملكوتست حكيم متأله جناب مولى صدرا در كتاب نفس اسفار او را چنين وصف مىكند كه : كأنها مرتفعة الذات عن سنخ المادة ( فصل اول باب اول ج 4 ص 3 ) . اين قوه و منه‌اى كه در مزاج نطفه منطبع است هرچند در آغاز و به دو فطرتش مادى و جسمانى است ، اما نه چون قوه و استعدادى كه مثلا در دانهء گندم تعبيه شده است كه فقط مايهء رشد نباتى او است تا از گندم گندم برويد ، بلكه قوه‌ايست كه بر اثر قدرت و قوت و شدت قابليتش براى عروج و نيل به اوج معارف و حقايق ، كأن بايد او را از هم‌اكنون كه در طبيعت تعبيه شده است و قوه منطبعه در ماده
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 131 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى