تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
است وراى عالم طبيعت دانست كأنها مرتفعة الذات عن سنخ المادة ، نطفه نقطه‌ايست كه قابل است بزرگترين كتاب الهى شود و مصداق اتم كل شىء احصيناه قى امام مبين گردد ، و شرح صدر و سعه قلبى پيدا كند كه كتاب اللّه يعنى قرآن فرقان را به نزول دفعى تلقى كند ، و از عالم عالم برويد چنان‌كه از گندم ، گندم . يكى از مطالب عرشى و نكات دقيقى كه در زبر حكمت متعاليه و صحف ارباب قلوب در حدوث زمانى عالم معنون است اين است كه انسان در مسير تكاملى و استكمالى خود به جائى مىرسد كه عالمى عقلى مضاهى و مشابه با عالم عينى خارجى مىشود كه جهانى است افتاده در گوشه‌اى ، پس اين انسان عالم مجرد عقلانى ، عالم حادث به حدوث زمانى است . انسان‌هاى كامل به فعليت رسيده هريك عالم حادث به حدوث زمانىاند . مادهء كائنات در تحت اراده انسان كامل قرار مىگيرد و موجودات عالم چنان در اطاعت او خواهد بود كه اعضا و جوارح ما در اطاعت و اختيار ما مىباشند . انسان كامل غايت حركت حبيه و ايجاديه ، و كمال عالم كيانى و غرض آنست ، انسان كامل جامع بين مظهريت ذات مطلقه و مظهريت اسماء و صفات و افعال است چنان‌كه جامع بين مرتبتين جمع و تفصيل است و هم جامع بين حقايق وجوبيه و نسب اسماء الهيه و صفات خلقيه است ، و دربارهء او گفته آيد كه :
دو سر خط حلقهء هستى * به حقيقت به‌هم تو پيوستى
اين‌چنين انسان مهم‌ترين معرف مقامات شامخهء او كلمات جامعهء اوست به تعبير امير عليه السّلام : المرء مخبوء تحت لسانه .
كاسهء چينى كه صدا مىكند * خود صفت خويش ادا مىكند
معجزات قولى سفراى الهى مهمتر از معجزات فعلى