تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىبينيد كه بكر است هنوز قرآن دست‌نخورده است و خود محيى الدين عربى نود و پنج مجلد كتاب در تفسير انفسى قرآن نوشت . نوع تفسير اهل عرفان تفسير انفسى است لذا به حسب ظاهر هضم مطالب آنان براى افكار اكثرى سنگين است ، در قبول آن استنكاف دارند و چنين گمان دارند كه با ظواهر امور مطابقت ندارد ولى حقيقت أمر اين است كه :
چون به چشمت داشتى شيشه كبود * زين سبب عالم كبودت مىنمود
ما بايد به فهم خطاب محمدى ( ص ) اعتلاء و ارتقاء بيابيم و در واقع قرآن بيانگر مقامات مسير تكاملى انسان است و انسان را عوالم است و اين فريق ، بطون و تأويلات و مقامات و اسرار آيات را به اندازهء اعتلاى وجودى و درايت و ببينشى كه يافته‌اند تفسير مىنمايند تا شرح صدر مفسر چقدر بوده باشد ، و به قول متأله سبزوارى در اول اسرار الحكم : تا مشكلى مىرسد تبادر به رد و انكار نكنيد كه مطالب عاليه را فهميدن هنر است نه رد و انكار . ابن شهرآشوب در معالم العلماء در ترجمه حسن بن خالد برقى گويد كه وى يكصد و بيست مجلد كتاب در تفسير قرآن به املاى حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام نوشته است الحسن بن خالد البرقى اخو محمد بن خالد من كتبه تفسير العسكرى من املاء الامام عليه السّلام مائة و عشرون مجلدة . ناصرخسرو علوى در 434 ه . ق . وفات نموده است ، هدايت در رياض العارفين گويد كه ناصرخسرو در رساله‌اى كه در بيان حالاتش نگاشته مىگويد قريب به هفتصد تفسير مطالعه كردم . اين حرف ناصرخسرو است در هزار سال پيش از اين ، و امروز در الذريعه فقط از تفاسير شيعه حدود هفتصد تفسير را نام مىبرد ، و با اين همه حق همانست كه بايد گفت : القرآن يأتى
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 113 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى