تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
اين بيان شيخ كلامى كامل و سخنى بغايت نيكو است كه ابو يزيد و ابو سعيدها خوشه‌چين خرمن ختمى مرتبت‌اند . قلبى كه مهبط و محتد انا انزلناه فى ليلة القدر است به تقدير آحاد رعيت مقدر نمىگردد به قول متأله سبزوارى :
آفاق ديدم انفس رسيدم * من ذايدانيه ما شفته قط صد چون سر و شش حلقه بگوشش * ناخوانده او لوح ننوشته او خط
هراثرى نمودار دارائى مؤثر خود است ، همان‌طور كه حق سبحانه غير متناهى است كتاب او نيز غير متناهى است . عارف بسطامى گويد : اگر عرش با آنچه كه حاوى آنست هزار هزار برابر يعنى يك ميليون برابر گردد و در گوشه‌اى از گوشه‌هاى قلب عارف بالله قرار گيرد ، احساس بدان نمىكند . صاحب فصوص گويد بلكه سعه قلب فوق آنست كه قد ثبت ان القلب وسع الحق و اين كلامش اشارت به اين حديث شريف قدسى دارد كه لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن ، يعنى :
گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست در زمين و آسمان عرش نيز * من نگنجم اين يقين دان اى عزيز در دل مؤمن بگنجم اى عجب * گر مرا جوئى در آن دلها طلب
صاحب فصوص و فتوحات در يكى ديگر از كتاب‌هايش به نام الدر المكنون و الجواهر المصون فى علم الحروف نكته‌اى لطيف دربارهء قرآن مجيد دارد كه يأتى يوم القيامة بكرا لا يعلم تأويله الا اللّه . وقتى قيامت شما قيام كرده است ، قرآن مجيد را با اينكه آن همه كتب تفاسير انفسى و غير انفسى در تفسير آن نوشته‌اند ،