تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
چكيده واجب تعالى قدرتى دارد كه عين ذاتش است ، زيرا در عالم هستى هرچه هست همه عين ربط است و وابستگى به ذات واجب دارند و همهء اشيا با نظام خاص در مقام ذات واجب براى او مكشوف‌اند و در عالم هستى تنها مؤثر اوست . معتزله بر اين عقيده‌اند كه واجب تعالى دخالتى در فعل انسان ندارد ، زيرا : 1 - اگر دايرهء قدرت خداوند شامل افعال انسان نيز بشود افعال انسان مخلوق و آفريدهء او بوده و انسان مجبور بر فعل بوده و اختيارى در آن نخواهد داشت . 2 - انسان مجبور به فعل نيست ، بلكه مختار است . در پاسخ بايد گفت : افعال اختيارى نيز مانند ساير پديده‌ها تا وجودش ضرورى و واجب نگردد موجود نمىشود . اين وجوب ، وجوب بالغير است و همهء وجوب‌هاى بالغير در نهايت به واجب بالذات منتهى مىشود و تنها واجب بالذات خداوند متعال است . بنابراين ، همهء پديده‌ها از جمله افعال اختيارى انسان به خداوند متعال منتهى مىشود لذا قدرت خداوند عام و فراگير است . همچنين همهء موجودات غير از واجب ، ممكن و معلول‌اند و وجود معلول ، عين ربط به وجود علت خود است ، و تنها موجود مستقلّى كه در عالم هستى تحقق دارد و وجودهاى امكانى متقوم به او هستند واجب تعالى است . اگر افعال انسان متعلق قدرت خداوند باشد متعلق ارادهء خداوند هم خواهد بود و ارادهء خداوند هرگز از مراد تخلف نمىكند ، در نتيجه ، افعال انسان طبق ارادهء خداوند واقع مىشود و انسان هيچ نقشىء در آن نداشته و اين همان جبر است . در پاسخ مىگوييم : تعلق اراده خداوند به صدور افعال خاصى از انسان‌ها در حالى كه مستند به اراده و اختيار ايشان است نه‌تنها با اختيار انسان منافاتى دارد ، بلكه مؤكّد است ، زيرا اگر اين افعال بدون آن‌كه مستند به اراده و اختيار آنان باشد از آن‌ها صادر شود اين بر خلاف اراده و مشيّت خداوند است ، در حالى كه ارادهء الهى هرگز از مراد تخلف نمىكند .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 460 | محمد حسين آخوندى