الفصل العاشر في المقولات الّتي تقع فيها الحركة
المشهور بين قدماء الفلاسفة : أنّ المقولات الّتي تقع فيها الحركة أربع مقولات : الأين ، و الكيف ، و الكمّ و الوضع .
أمّا الأين : فوقوع الحركة فيه ظاهر ، كالحركات المكانيّة الّتي في الأجسام . لكن في كون الأين مقولة برأسها كلام ، و إن كان مشهورا بينهم ، بل الأين ضرب من الوضع و عليه فالحركة الأينيّة ضرب من الحركة الوضعيّة . ( 1 ) و أمّا الكيف : فوقوع الحركة فيه ، و خاصّة في الكيفيّات غير الفعليّة ، ( 2 ) كالكيفيّات المختصّة بالكّميّات ، كالاستواء و الاعوجاج و نحو هما ، ظاهر ، ( 3 ) فإنّ الجسم المتحرّك في كمّه يتحرّك في الكيفيّات القائمة بكمّه ( 4 ) .
هامش
( 1 ) - بنابر نظر مؤلف نمىتوان مقولهء أين را يك مقولهء مستقل به شمار آورد و بايد آن را در مقولهء وضع ، مندرج ساخت و بر اساس اين نظريه ، شمار مقولات ، نه مقوله خواهد بود . نه ده مقوله و سرّ ارجاع مقولهء أين به مقولهء وضع آن است كه در تعريف وضع گفته شده هيئتى است كه از نسبت اجزاى يك شىء به يكديگر و نسبت مجموع اجزاى آن به خارج پديد مىآيد ، و در تعريف أين گفتهاند كه هيئتى است كه از نسبت شىء ( مجموع اجزاى شىء ) به مكان پديد مىآيد و قيد خارج كه در تعريف مقولهء وضع آمده شامل مكان كه در تعريف أين آمده نيز مىگردد و در نتيجه ، هيئتى كه از نسبت شىء به مكان براى آن حاصل مىشود در حقيقت هيئتى است كه از نسبت شىء به امرى خارج از آن برايش حاصل شده و لذا اين هيئت در مقوله وضع ، مندرج خواهد بود و مىتوان گفت : أين در مقولهء وضع مندرج و قسمى از آن به شمار مىرود و حركت در أين قسمى از حركت در مقولهء وضع به حساب مىآيد .
( 2 ) - حكما كيف ملموس را بر دو قسم دانستهاند : 1 . كيف فعلى ، مانند حرارت و برودت ، 2 . كيف انفعالى ، مانند رطوبت و يبوست . در كيف ملموس فعلى برخى قائلاند وقتى آب گرم مىشود حركتى رخ نداده تا آب از قوه به فعل درآمده باشد ، بلكه حرارت در آب بالفعل وجود داشته امّا بروز نداشته و در شرايط خاصى اين حرارت كامن در آب بروز مىكند . پس آب درهرحال ، حرارت دارد ، منتها اين حرارت گاهى كمون و خفا دارد و گاهى ظهور و بروز دارد . عدهاى ديگر معتقدند مثلا آب هنگامى كه گرم مىشود درواقع اجزاى نارى از بيرون بر آن وارد مىشود و هنگامى كه سرد مىشود اجزاى نارى از آن خارج مىشود . پس در حقيقت نه آب سرد مىشود و نه گرم ، بلكه در صورت نخست اجزايى كه حامل حرارت هستند از آب بيرون مىروند و در صورت دوم ، اين اجزا در آب وارد مىشوند . البته هردو قول باطل است و ادله فراوانى بر ردّ آنها اقامه شده ( اشارات ، نمط دوم ، فصل بيست و چهارم ) و حق آن است كه در اين نوع كيفيات نيز حركت روى مىدهد .
( 3 ) - زيرا امكان ندارد معروض متغير باشد و عارض ثابت بماند ، مثلا وقتى گياه رشد مىكند و در اثر رشد كميتش افزايش يافت شكل آن نيز به تدريج تغيير خواهد كرد ؛ يعنى جسم به تبع حركت كمّى خود از حركتى كيفى هم برخوردار مىشود .
( 4 ) - در كيفيات نفسانى ، حركت واقع نمىشود ، زيرا كيفيات نفسانى مجردند و لذا فاقد قوه مىباشند و تغيير و تحول در چيزى كه قوه ندارد روى نمىدهد .