تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
و أمّا الكمّ : فالحركة فيه ( 1 ) « تغيّر الجسم في كمّه تغيّرا متّصلا بنسبة منتظمة تدريجا » ، كالنّمّو الّذي هو زيادة الجسم في حجمه زيادة متّصلة منتظمة تدريجا . و قد اورد عليه : ( 2 ) أنّ النّمو إنّما يتحقّق بانضمام أجزاء من خارج إلى أجزاء الجسم ، فالكمّ الكبير اللّاحق هو الكمّ العارض لمجموع الأجزاء الأصليّة و المنضمّة ، و الكمّ الصّغير السّابق هو الكمّ العارض لنفس الأجزاء الأصليّة ، و الكمّان متباينان غير متّصلين ، لتباين موضوعيهما ، فلا حركة في كمّ ، بل هو زوال كمّ و حدوث آخر . و اجيب عنه : ( 3 ) أنّ انضّمام الضّمائم لا ريب فيه ، لكنّ الطّبيعة تبدّل الأجزاء المنضمّة بعد الضّمّ إلى صورة الأجزاء الأصليّة و لا تزال تبدّل ، و تزيد كمّيّة الأجزاء الأصليّة تدريجا بانضمام الأجزاء و تغيّرها إلى الأجزاء الأصليّة ، فيزداد الكمّ العارض للأجزاء الأصليّة زيادة متّصلة تدريجيّة ، و هي الحركة . ( 4 )
هامش
( 1 ) - تغيير كم به دو صورت افزايشى و كاهشى است . نمونه تغيير كم افزايشى را هنگام حرارت دادن فلز مىتوان مشاهده كرد كه به تدريج به طول و عرض آن افزوده مىشود و حجم آن به‌طور منظم و مستمر فزونى مىيابد . در لسان حكما اين نحوه حركت افزايشى كميت شىء را كه بدون انضمام اجزاى خارجى به آن صورت مىگيرد ، تخلخل نامند كه امروزه به آن انبساط مىگويند . و نمونه تغيير كاهشى را هنگام سرد شدن همان قطعه فلز آهن مىتوان مشاهده كرد كه هرچه سردتر مىشود حجمش كمتر مىشود و اين تغيير حجم متناسب با كاهش حرارت به صورت منظم و پيوسته است . حكما اين نحوه از كاهش را كه بدون از دست دادن برخى از اجزاى آن صورت مىگيرد تكاثف مىنامند و امروزه به آن انقباض مىگويند . در كنار اين دو نوع كاهش و افزايش كميت دو نوع ديگر كاهش و افزايش وجود دارد كه در حركت بودن و نبودن آن در محل بحث ، مناقشه است و آن ، نموّ و ذبول است . نموّ ، افزايش كميت جسم به واسطهء ضميمه شدن اجزاى خارجى به آن ، و ذبول كاسته شدن كميت جسم به سبب جدا شدن برخى از اجزاى آن است . ( 2 ) - شيخ اشراق نموّ و ذبول را از اقسام حركت كمّى ندانسته و مىگويد كه حركت ، موضوع ثابتى را مىطلبد كه حركت و تغيير بر آن واقع شود . پس اگر آن‌چه در موقعيت الف است يك شىء باشد ( گياه ده سانتىمترى ) و آن‌چه در موقعيت ب واقع مىشود شىء ديگر ، در گياه بيست سانتىمترى درواقع حركتى رخ نداده است ، زيرا اين ازدياد حجم از انضمام اجزاى خارجى به اجزاى اصلى حاصل شده و لذا معروض كميت نخستين ، يك چيز ( اجزاى اصلى ) است و معروض كميت دوم ، چيز ديگرى ( اجزاى اصلى + اجزاى جديد ) است پس آن‌چه به هنگام رشد و نموّ گياه رخ مىدهد درواقع زايل گشتن يك كميت و حدوث كميت ديگر است نه حركت جسم در كميت خود ، زيرا كميت نخستين مباين و گسسته از كميت آخرين است . ( 3 ) - در پاسخ به اين اشكال آورده‌اند : شكى نيست كه در روند رشد ، اجزاى جديدى به جسم ضميمه مىشود ، امّا اين موجب نمىشود كه وحدت موضوعى كمّيات گوناگون كه پيوسته بر آن عارض مىگردد ، از دست برود ، زيرا طبيعت جسم در حال رشد ، اجزاى ضميمه شده را به صورت اجزاى اصلى درمىآورد ، و بدين وسيله كميت اجزاى اصلى تدريجا و به نحو منظم افزايش مىيابد ، و اين همان حركت است . به ديگر سخن ، گياه يا حيوان در حال رشد ، صورت نوعى واحدى دارد ، كه همهء اجزا را ، اعم از اجزاى قبلى و جديد ، تحت پوشش خود قرار مىدهد و همهء آن‌ها را در شكل و قالب اجزاى اصلى درمىآورد . ( 4 ) - پس معروض كميات گوناگون در همهء مراحل ، همان اجزاى اصلى است و بنابراين در روند رشد ، موضوع واحدى وجود