چكيده
1 - حركت و تغيير بر دو قسمت است : ذاتى و عرضى .
2 - موجودى كه ذاتا متحرك است فقط هستىاش را از علت دريافت مىكند نه چيز ديگرى را .
3 - موجودى كه ذاتا متحرك است دو جنبه و حيثيت دارد : جهت ثبات و جهت تغيير .
4 - از ميان جهات ياد شده ، جهت ثبات ، جهت نفسى است و همين جهت ، مستند به علّت است .
5 - علتى كه متغير بالذات را مىآفريند درواقع امرى ثابت را آفريده و لذا خود نيز مىتواند ثابت باشد ، بلكه بايد ثابت باشد .
پرسش
1 - اگر عموميت قاعدهء « علت متحرك بايد خود متحرك باشد » پذيرفته شود با چه محذورى مواجه خواهيم شد ؟ توضيح فرماييد .
2 - فلاسفه ارتباط متغير با ثابت را چگونه تبيين مىكنند ؟
3 - حركت ذاتى و عرضى چيست ؟ توضيح دهيد .
هامش
- به علت است همان جهت ثابت هويّت آن است و لذا معلول در اين موارد در حقيقت ، ثابت است و مىتواند از علت ثابت صادر شود . حركت و زمان ، ج 1 ، ص 312 - 318 .