و أمّا الإضافة : فإنّها انتزاعيّة ( 1 ) تابعة لطرفيها ، فلا تستقلّ ( 2 ) بشيء ، كالحركة ، و كذا الجدة ، فإنّ التّغيّر فيها تابع لتغيّر موضوعها ، كتغيّر النّعل أو القدم عمّا كانتا عليه . ( 3 )
و أمّا الجوهر : فوقوع الحركة فيه يستلزم تحقّق الحركة من غير موضوع ثابت ، و قد تقدّم أنّ تحقّق الحركة موقوف على موضوع ثابت باق مادامت الحركة .
چكيده
مقولاتى كه در آنها حركت واقع مىشود عبارتاند از :
1 - مقولهء أين : همهء مواردى كه جسم از مكانى به مكان ديگر منتقل مىشود درواقع در مقولهء أين حركت مىكند گرچه به نظر مؤلف مقولهء أين يك مقولهء مستقل نبوده و بايد آن را در مقولهء وضع مندرج ساخت ؛
2 - مقولهء كيف : خصوصا در كيفيات مختص به كميات بهطور قطع جسمى كه حركت كمّى دارد در كيفيتى كه عارض بر آن كميت است نيز حركت مىكند و ممكن نيست معروض متغير بوده و عارض ثابت باشد ؛
3 - مقولهء كمّ : آنكه كمّيت جسم به تدريج و منظم تغيير كند ، خواه اين تغيير افزايشى باشد يا كاهشى ؛
4 - مقولهء وضع : مانند گردش يك كره بر گرد محور خودش كه بهطور پيوسته و تدريجى نسبت اجزاى كره به خارج تغيير مىكند . مقولاتى كه در آنها حركت واقع نمىشود عبارتاند از ( بنابر نظر مشهور فلاسفه تا پيش از ملا صدرا ) :
1 و 2 - مقولهء فعل و انفعال : چون در مفهوم اين دو مقوله ، تدريج اخذ شده و تدريجى بودن ذاتى اين دو مقوله است و از طرف ديگر ، معناى وقوع حركت در مقوله آن است كه در هرآن ، فرد خاصى از افراد آن مقوله بر متحرك عارض شده و حال آنكه اين دو مقوله فرد آنى ندارند لذا حركت در اين دو مقوله محال است .
هامش
( 1 ) - اين تعبير مرحوم علامه « فانها انتزاعيه » ظاهر در اين است كه مقولهء اضافه و جده اساسا مفهوم ماهوى نيستند ، بلكه از معقولات ثانيهء فلسفى هستند كه ما به ازايى در خارج ندارند و وجودشان به وجود منشأ انتزاع است . ( حركت و زمان ، ج 1 ، ص 316 ) .
( 2 ) - يعنى وجود اضافه قائم به طرفين نسبت است و لذا هيچ حكم مستقلى و از جمله حركت در مورد آن صادق نيست .
( 3 ) - اين بيان ، اصل وقوع حركت را در اين دو مقوله نفى نمىكند ، بلكه نهايتا اثبات مىكند كه حركت واقع در اين دو مقوله حركت بالتبع است ، نه حركت بالذات .