تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
منطق مطرح است ) ، بلكه به‌سبب تجرد آن مثال كلى ، نسبتش به تمام افراد ( مادى ) مساوى است ، ( چون اين كليت ، وجودى است و احاطه و سعه دارد ) .

ابطال دليل فوق

و فيه : أنّ الافعال و الاثار المترتبة . . . أنّ هناك موضوعا مشتركا . آن استدلال اشكال دارد ، زيرا افعال و آثار مترتب بر هرنوعى ، مستند به‌صورت نوعى آن است كه اگر صورت نوعيه نبود ، نوعيت آن نوع تحقق پيدا نمىكرد . ( چنان‌كه در ذهن تا فصل براى جنس نباشد ، نوع به‌وجود نمىآيد ، در خارج نيز تا صورت نوعى چيزى به‌وجود نيايد ، نوع به‌وجود نمىآيد ) ، پس اعراض مختص و خاص هرنوعى ، حجت و دليل براى اين است كه در آن‌جا ( دار هستى ) صورت جوهرى ، مبدأ قريب آن اعراض ويژه است . ( مثل نبات كه اعراض خاصى از جمله ، تغيير كمى و وضعى دارد كه آن به‌سبب حركت جوهرى و تبدلات صور آن است ) . چنان‌كه اعراض مشترك ( مثل : بعد و مقدار و وضع و قابليت تغيّر كه همهء اجسام مشتركا دارند ) دليل براين است كه در طبيعت ، موضوع مشتركى وجود دارد .

فاعل قريب و بعيد صور نوعيه

ففاعل النظام الجارى فى النوع هو . . . فى إثباته هذه الحجة . پس فاعل ( قريب ) نظام جارى در نوع ، عبارت از صورت نوعيه آن است و - چنان‌كه ( در مرحله ششم ، فصل هفتم ) گذشت - فاعل ( بعيد ) صورت نوعيه ، جوهر مجرد ( عقل فعّال ) است كه صورت نوعيه را به مادّهء مستعد افاضه مىكند ، لذا صورت‌هاى ( نوعى نيز ) به‌دليل اختلاف استعدادها ، مختلف مىشوند و اما اين‌كه اين جوهر مجرد ، عقل عرضى باشد كه به نوع مادى اختصاص دارد و آن‌را ايجاد و
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 743 | رحمت الله شريفي نجف آبادى