تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
مىورزد ، درحالىكه مشّائين آن‌ها را انكار كردند و تدابيرى را كه ( اشراقيين ) به مثل افلاطونى نسبت دادند ، به آخرين عقول طوليه ، كه آن‌را عقل فعّال مىنامند ، نسبت دادند .

توضيحى درمورد عقول عرضى

به‌نظر اشراقيين در عالم ملكوت ، عقول عرضى وجود دارد كه هريك از آن‌ها ، يك‌نوع وجودى و منحصر به فرد است كه افراد نوع مناسب و شبيه خود را در عالم ماده تدبير مىكند . به عبارت ديگر ، هريك از موجودات در آن عالم ، يك فرد كلى سعى و وجودى ، نه كلى مفهومى ، است كه افراد مادى نوع مفهومى مناسب خود را تنظيم و هدايت و تدبير مىكند ؛ مثلا انسان ، كلى مفهومى و ذهنى است كه هم در عالم مادّه و ناسوت ، داراى افراد مادى مثل زيد ، عمرو و . . . است . و هم يك فرد اعلاى وجودى و محيط و غيرمادى ديگرى دارد كه به‌عنوان ربّ النوع ، افراد مادى انسانى دنيوى ، مانند زيد و عمرو . . . را تربيت مىكند و هم‌چنين مفهوم اسب ، يك فرد عالى و غيرمادى در مثل افلاطونى دارد كه مشغول تدبير اين اسب و آن اسب و . . . است و هكذا . . . ، درحالىكه نمونه‌هاى فردى و عالى انسان و اسب در آن عالم ، در يك عرض هستند ، ولى مشائين تدبير انواع مادى را به عقل فعال نسبت مىدهند .

صحيح‌ترين گفتار درمورد حقيقت عقول عرضيه

و قد اختلفت أقوال المثبتين فى . . . يتبعها من الحركات العرضيّة . اقوال اثبات‌كنندگان ( عقول عرضيه ) ، درمورد حقيقت آن‌ها ، مختلف است و صحيح‌ترين اقوال درمورد حقيقت آن‌ها - بنابر آنچه گفته شده است - عبارت از اين است كه براى هرنوعى از اين انواع مادى ( كه در عالم ملك و ناسوت و مادّه و طبيعت