تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
نفوس كثيرند و اگر خداوند مستقيما به آن‌ها علم عطا كند تكثر در جهت در ذات او پيدا مىشود : « اذ النفوس كثيرة و الواجب واحد محض فلا بد من متوسط عقلى » « 1 » . ج ) باز در مرحله ششم ، فصل هفتم بيان شد كه معطى وجود هيولا ، عقل است . البته ملاصدرا حدود دوازده دليل در اثبات عقل متوسط بين حضرت حق متعال و عالم خلق آورده است . « 2 »

فصل دوازدهم : عقول عرضيه

ارباب انواع يا عقل فعّال

الفصل الثانى عشر : فى العقول العرضية . . . يسمّونه « العقل الفعّال » . فصل دوازدهم ، در خصوص عقول عرضيه ( مثل افلاطونى « 3 » ) است . اشراقيون در عالم هستى ، عقول عرضى ( نه طولى ) ، اثبات كرده‌اند كه ميان آن‌ها رابطهء عليت و معلوليت وجود ندارد . آن عقول به‌ازا و در مقابل انواع مادى مىباشند كه در اين عالم مادى وجود دارند ، كه هريك از آن ( عقول ) ، نوع محاذى و مقابل ( و مناسب مادى ) خود را تدبير مىكند . و ( آن عقول ) ، ارباب انواع و مثل افلاطونى ناميده مىشوند ، ( اضافات ، از حوزه مثل خارج‌اند ، چون اعتبارى مىباشند و فرد حقيقى ندارند و اعراض هم مثل ندارند ، زيرا وجود عرضى همان وجود جوهرى آن است ؛ يعنى عرض ، وجود تبعى دارد ، لذا در عالم عقل ، مشك و عطرش و شكر و طعمش يكى هستند و جنس هم در آن عالم ، ربّ ندارد ، چرا كه وجود جنس ، فانى در نوعش مىباشد ، پس تنها انواع جوهرى ، رب النوع دارند ) « 4 » زيرا افلاطون بر قول و گفتار به وجود آن ( عقول عرضيه ) اصرار
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 7 ، ص 264 . ( 2 ) . همان ، ص 262 - 273 . ( 3 ) . ر . ك : فردريك كاپلتس ، تاريخ فلسفه ، ج 1 ، قسمت اول ، ص 233 . ( 4 ) . شرح المنظومه ، ص 199 ، حاشيه .