تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
وجود مراتب دارد ، علم نيز ذو مراتب است و ماده ، انزل مراتب علم فعلى حضرت حق است و او اعلى مرتبه آن است ) . پس حصول اين مرتبه از علم ( در ما ) به عالم مادّه ، منافى علم در ماست ، زيرا ما محيط به عالم مادّه نيستيم ، لذا مدرك و نائل مادّه هم نيستيم و اما بالنسبه به محيط بر مادّه و آنچه در آن مرتبه است ، پس حضور مادّه براى خود ( مادّه از لحاظ وجودى عين حضور است ، هرچند از لحاظ ماديت عين حجاب است ) ، همان حضور براى واجب الوجود است ، زيرا مادّه از حيطه او خارج نيست ، بلكه حضور مادّه براى او شديدتر ( از نسبت آن‌ها به ما ) است ، چرا كه مادّه نسبت به فاعل بالوجوب ، حضور است ، زيرا نسبت معلول به فاعل خود ، وجوب و ضرورت است . و هم‌چنين حضور امكانى كه براى آن نسبت كه در قابل مادى وجود دارد ، اين است كه نسبت به مادّه محاط است و هم‌چنين فرق و غيبت و دثور و زوال كه ملاصدرا ذاتا ، از موانع ادراك و مدركيت قرار داده است ، نسبت به ماست ، اما نسبت به مبدأ محيط و وحدت جمعيتش و حضورش در هردابر و گذشته و حاضر و غابر و آينده و ثباتش در هرمتجدد و داثر و زايل و اين‌كه او ( خدا ) اصل ثابت در هراصل و فرع است و معناى محفوظ در هرصورت و شكل و وصفى است ( ، ديگر حجاب و غفلت و غيبت مصداق ندارد ، لذا تغير ماده هم معنا ندارد ) . پس فرق از جهت فرق و جدايى و پراكندگى ، عين جمع است و غيبت از حيث غيبت ، عين حضور است و هم‌چنين دثور ، عين ثبات است و ظلمت ، عين روشنى است . و در دعا مىخوانيم : « يا من لا يوارى منه ليل داج و لا بحر عجاج و لا سماء ذات ابراج و لا ظلم ذات ارتاج و ارتتاج يا من الظلمة عنده ضياء ؛ اى كسىكه شب تاريك و درياى متلاطم و آسمان داراى برج‌ها و تاريك‌هايى كه صاحب و گرفتار آن‌ها ، راه نجاتى در آن‌ها نمىيابد ، از او چيزى را مخفى نمىگردانند . اى كسىكه ظلمت و ديجورى به نزدش روشنايى است » .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 689 | رحمت الله شريفي نجف آبادى